منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩٠
مى دهد، يك چنين عمل، عمل جاهلانه بوده از روى طغيانگرى و عناد از او سر نزده است. و لذا پس از خاموشى غريزه و آتش شهوت و غضب و كنار رفتن پرده جهالت، فوراً پشيمان مى شود و ابرازندامت مى نمايد. بدون شك، توبه چنين انسانى پذيرفته شده، و رحمت حق شامل حال او مى گردد.
٢. كارهاى زشت و بدى كه از روى عناد از انسان سر مى زند، نه از روى طغيان غريزه، و افزايش هوى و هوس، بلكه خُبث درونى و عناد و استكبار نفسانى، او را به كار ناروا، وا مى دارد وچنين حالت غالباً تا پايان زندگى باقى مى ماند و با خاموشى غرايز و هوى و هوسهاى دوران جوانى خاموش نمى گردد.مسلماً چنين عملى، در قلمرو توبه فرا نگرفته و مشمول رحمت بيكران الهى نمى گردد.
اين گونه افراد، معمولاً در لحظات پايان زندگى كه دست خود را از همه چيز كوتاه مى بينند، ابراز ندامت كرده و به توبه پناه مى برند، ولى آنان حقيقتاً از كار نارواى خود پشيمان نشده و اگر مجالى پيدا كنند، باز به آن كار اقدام مى نمايند. اينها همان گروهى هستند كه خداى سبحان درباره آنان مى فرمايد:
(بَلْ بَدالَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَلَو رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ) .[١]
«آنچه كه قبلاً آن را پنهان مى ساختند، براى آنان آشكار مى گردد و اگر به دنيا بازگردند، از آنچه كه نهى شده اند اجتناب نمىورزند و آنان دروغگويانند».
گاهى اتفاق مى افتد كه فرد معاند و لجوج، از عناد و لجاجت خود دست برداشته و يا انسان مستكبر از كبر و برترى فروشى خود باز مى گردد، و در پوشش عبوديت و بندگى قرار مى گيرد. در اين صورت مى توان گفت: عناد
[١] انعام/٢٨.