منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥
و فعل حق تعالى با آن سنجيده شود، لازمه آن اين است كه قدرت خدا را محدود ساخته و براى او تكليفى معين كند كه از توان او بيرون است.[١]
پاسخ: كار خرد كشف واقعيت است نه حكم بر خدا و مستدل ميان كشف حقيقت در نزد شارع و حكم بر او فرقى قائل نشده است اگر ما درباره انسانى كه از علم و حكمت و عدل برخوردار است، به قضاوت بنشينيم و بگوييم به مقتضاى آن دو وصف، او مبدأ چنين كارى نمى شود، آيا ما براى او تكليفى معين كرديم، يا اين كه با توجه به اوصاف موجود در او، واقعيتى را كشف كرديم.
اين سخن درباره خدا نيز صادق است، زيرا آنگاه كه خدا را حكيم و عادل دانسته اىم، از وجود اين دو صفت شيوه فعل او را كشف مى كنيم و مى گوييم: محال است كار غير حكيمانه و بر خلاف عدل از او سر بزند. مسأله كشف غير از مسأله تعيين تكليف است، مهندس به حكم قوانين هندسى ثابت مى كند كه سه زاويه مثلث مساوى با دو زاويه قائمه است در اين جا مهندس كاشف يك قانون است نه تحميل كننده حكم خود بر زوايا.
متكلم نيز درباره خدا مقام كاشفى دارد نه مقام حكم و تحميل، او پس از وصف الهى به حكمت و عدل، مقتضاى آن دو وصف را كشف مى كند و مى گويد: با توجه به اين دو اصل (حكمت و عدل) محال است معجزه را كه مايه جذب مردم به دارنده آن است، در اختيار مدعى نبوت دروغگو بگذارد و يا طفل بى گناهى را در آتش بسوزاند، و يا وعده دهد و به وعده خود عمل نكند، زيرا همه آنها بر خلاف مقتضاى حكمت و عدل اوست.
[١] اسفراينى، التبصير فى الدين، ص ١٥٣; ابن تيميه، مجموعة الرسائل الكبرى:١/٣٣٣، رساله پنجم.