منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢
آتاها...) .[١] و مفاد هر دو آيه يكى است و آن اين كه : خدا انسانى را در خور قدرت و توانايى او تكليف مى كند.
با وجود حكم قاطع فرود آيات ياد شده ، جاى تأسّف است كه متكلمان اشاعره و پيروى از بنيان گذار مكتب «شيخ ابوالحسن اشعرى» (٢٦٥ـ ٣٢٤) اصل ياد شده را انكار كرده و تكليف به غير مقدور را صحيح دانسته است وبا ظهور ابتدايى برخى از آيات بر انديشه خرد استدلال كرده اند.
شايسته بود كه آنان در درجه نخست به عقل و خرد و آيات روشن قرآن كه يادآور شديم، مراجعه كرده و در تفسير آيات مورد نظر خود دقت بيشترى مى كردند، ولى پيش داورى آنان در اين مسأله سبب شده كه عقل و خرد، و آيات روشن قرآن را كنار نهاده، و به ظهور بسيار ابتدايى برخى از آيات استدلال كنند. آياتى كه پس از امعان نظر و دقت، مفاد واقعى آن روشن مى گردد.
دستاويزهاى اشاعره
دستاويز نخست
(أُولئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزينَ فِى الأَرْضِ وَما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلياءَ يُضاعَفُ لَهُمُ العَذابُ ما كانُوا يَسْتَطيعُونَ السَّمْعَ وَما كانُوا يُبْصِرُونَ).[٢]
«سرپيچى آنان از توحيد و گرايش به بت پرستى، نشانه عاجز كردن (و غلبه اراده آنان بر قدرت خدا) در زمين نيست، آنان را توانايى عاجز كردن (فرار از
[١] طلاق/٧.
[٢] هود/٢٠.