منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٣
لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُون) .[١]
«هيچ پيامبرى را در هيچ دهكده و شهرى نفرستاديم مگر آن كه مردم آنها را به شدت و سختى دچار نموديم تا شايد (متنبه شده) و به ما متوجه شوند».
(وَلَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْص مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَرُونَ) .[٢]
«قوم فرعون را به خشكسالى وكمى ميوه دچار نموديم تا شايد متذكر گردند».
قرآن فلسفه گرفتاريهاى آنان را با جمله هاى (لَعلَّهُمْ يَضّرّعُون) و يا (لَعلَّهُمْ يذكَّرون) بيان مى نمايد.
در حقيقت اين نوع گرفتاريها كه مايه ناخوشايندى انسان است، چه بسا ممكن است در آن خير كثيرى باشد كه آگاه نيست چنانكه مى فرمايد:
(...فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْراً كَثيراً) .[٣]
«چه بسا چيزى را خوش نشماريد ولى خدا در آن خيرى فزونى قرار بدهد».
اين بلاها و گرفتارى هاى دردناك، تازيانه بيدارى است و سرانجام خوبى دارد.
در قرآن واژه اى به نام «استدراج» وجود دارد، مقصود از واژه نخست، انسان غافل و گنهكارى است كه پيوسته در نعمت بوده و هيچ گونه گزندى در زندگى به او نمى رسد و او مى پندارد كه يك چنين رفاه مستمر به سود اوست، در حالى كه يك چنين شرايط، مايه خسران و زيانكارى مى باشد، زيرا چنين فردى هيچ گاه از خواب غفلت بيدار نشده و به آغوش حق باز نمى گردد.
[١] اعراف/٩٤.
[٢] اعراف/١٣٠.
[٣] نساء/١٩.