منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٤
وَلِيُخْزِى الْفاسِقينَ) .[١]
«هر نخلى را قطع كرديد و يا آن را بر ريشه هاى خود رها نموديد همگى به اذن خداوند بوده است».
مجموع اين آيات حاكى از اصل كلى در نظام آفرينش است و آن اين كه تمام رخدادهاى جهان دور از قلمرو اراده او نيست.
و به قول فردوسى:
اگر تيغ عالم بجبند ز جاى *** نبرد رگى تا نخواهد خداى
از روايات پيشوايان معصوم نيز گستردگى اراده او نسبت به موجودات امكانى استفاده مى شود اينك برخى را يادآور مى شويم:
١. از آنجا كه انديشه محدوديت اراده خدا و بيرون بودن كارهاى اختيارى انسان از قلمرو اراده الهى، به معناى محدود كردن قدرت و سلطنت خدا در نظام هستى است رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در رد اين انديشه مى فرمايد:
«من زعم انّ الخير والشرّ بغير مشيئة اللّه فقد أخرج اللّه من سلطانه».[٢]
«آن كس كه مى انديشد كه خير و شر بدون خواست و مشيت خدا تحقق مى يابد پس خدا را از قدرت نامحدود و حكمرانى مطلق بيرون كرده است».
٢. در حديث ديگرى امام صادق (عليه السلام) نادرستى انديشه كسانى كه كارهاى اراده انسان را از قلمرو اراده خدا بيرون مى دانند، چنين بيان كرده اند.
«واللّه أعزّ من أن يكون فى سلطانه ما لايريد».[٣]
«خداوند عزيزتر و تواناتر از آن است كه در قلمرو و حكمرانى (نامحدود) او چيزى كه اراده
او به آن تعلق نگرفته است، صورت پذيرد».
٣. در حديث قدسى چنين روايت شده است:
«يابن آدم بمشيئتى كنت الذى تشاء لنفسك ما تشاء، وبإرادتى كنت أنتالّذى تريد لنفسك ما تريد».[٤]
«اى انسان به مشيت و اراده من كارهاى مورد خواست خود را اراده مى كنى».
٤. امام باقر (عليه السلام) فرمودند:
[١] حشر/٥.
[٢] بحار الأنوار: أبواب عدل، باب ١، حديث ٨٥.
[٣] بحار الأنوار: أبواب عدل، باب ١، حديث ٦٤.
[٤] توحيد صدوق: باب ٥٥، حديث ٦، ١٠ و١٣.