منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣
به تحليل آن مى پردازيم:
نخست بايد ديد: اراده الهى تنها بر صدور فعل از موجودات طبيعى تعلق مى گيرد يا اراده او گسترده است و تمام آنچه كه در جهان امكانى روى دهد حتى افعال انسان متعلق اراده اوست.
مسلماً نظر دوم مقتضاى برهان عقل و آيات و روايات است، زيرا با توجه به توحيد افعالى و اين كه در جهان، خالق مستقلى جز او نيست و نيز با توجه به وابستگى جهان امكانى به ذات حق، چاره جز گستردگى اراده اوچيزى ديگرى نيست.
و به ديگر سخن: مقتضاى اصل نخست اين است: هيچ پديده از قلم آفرينش و خلقت خدا بيرون نيست و با توجه به اصل دوم: فقر و نياز سراسر جهان هستى را فرا گرفته، چاره جز تعلق ممكن به واجب چيزى نيست (با توجه به اين دو اصل) نمى توان فعل انسان را از گستره اراده خدا بيرون دانست.
قرآن نيز اين برهان عقلى را تأييد مى كند و در دو مورد چنين مى فرمايد:
(وَما تَشاؤُونَ إِلاّ أَنْ يَشاءَ اللّهُ رَبُّ العالَمينَ) .[١]
«نمى توانيد چيزى را اراده كنيد مگر اينكه پروردگار جهانيان آن را بخواهد».
در آيه سوم مى فرمايد:
( ...ما كانَ لِنَفْس أَنْ تُؤْمِنَ إِلاّبِإِذْنِ اللّهِ...) .[٢]
«هيچ انسانى ممكن نيست بدون خواست خدا ايمان بياورد».
در آيه چهارم مى فرمايد:
(ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَة أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللّهِ
[١] تكوير/٢٩و انسان/٣٠.
[٢] يونس/١٠٠.