منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦
در اين آيه حضرت مسيح خود را، آفريننده شكل پرنده، بهبود بخشنده بيماران، زنده كننده مردگان به اذن خدا معرفى مى كند و قرآن نيز در آيه قبل از آن ادعاهاى او را تصديق مى كند.
٤. از بررسى مجموع اين آيات مى توان به مفاد «حصر خالقيت» پى برد و تفسير آن، همان است كه در گذشته بيان گرديد و آن اينكه در جهان آفرينش انسان و ديگر موجودات طبيعى كه بخشى از هستى را تشكيل مى دهند هر كدام مبدأ يك سلسله آثار و خواص ويژه مى باشند و نسبت اين موجودات به اين آثار، از قبيل نسبت فاعل به فعل، و علت به معلول است ولى همه اين مؤثرها و اثرها، فاعل ها وفعل ها با اعتراف به وجود رابطه و عليت و معلوليت ميان آنها، قائم به وجود خدا بوده و رشته عليت به آنجا منتهى مى گردد.
روى اين بيان فعل هر موجودى اعم از طبيعى و غير طبيعى را مى توان هم به خدا نسبت داد و هم به فاعل طبيعى، مثلاً رويش گياهان هم كار اشعه خورشيد و آب زلال است كه به پاى درخت ريخته مى شود و هم فعل خدا، امّا فعل فاعل طبيعى است براى اينكه اسباب طبيعى تأثير مستقيم روى «رويش» گياه دارند، امّا فعل خداست براى اينكه نظام علت و معلول به خدا منتهى مى گردد و جهان با آنچه كه درون او هست از فاعل و فعل همه قائم به او بوده است.
بنابراين نبايد توحيد در خالقيت را مزاحم در تأثير گذارى موجود بدانيم از اين بيان نتيجه مى گيريم كه حصر خالقيت در خدا مايه جبر نيست، زيرا اگر مفاد آن اعتقاد به يك فاعل و انكار ديگر فاعل هاى تبعى بود در اين صورت چنين توهمى جا داشت ولى هرگاه جهان هستى بر اساس علل و معاليل و اسباب و مسببات استوار شده كه سرانجام به واجب الوجود منتهى مى گردد يك