منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦١
تمام پيامبران لغو و كار عبث خواهد بود.
٣. تمام قوانين كيفرى وجزايى اسلام بى پايه بوده بلكه نوع ستم در حقّ تبهكاران و گنهكاران خواهد بود.
و به تعبير شاعر عرب:
غيرى جَنا وأنا المُعاقبُ فيكم *** فكـأنّنى سبـّابــةُ المتنـدِّم
شايسته بود گروه اشاعره با در نظر گرفتن اين اصول، به تحليل اصل توحيد در خالقيت مى پرداختند و آن را به گونه اى تفسير مى كردند تا با ديگر اصول، تعارض پيدا نكند نه اينكه اصل واحدى را بگيرند و بر ديگر اصول خط بطلان بكشند.
اينك ما به تفسير اين اصل مى پردازيم:
حصر خالقيت در خدا، يا توحيد افعالى
آيات مربوط به حصر خالقيت در خدا را به دو نحو مى توان تفسير كرد:
١. آفريدگار جهان به طور مستقيم هر پديده اى را بدون سبب و علتى پديد مى آورد و خود جانشين تمام علل و اسباب طبيعى و غير طبيعى مى باشد در اين صورت جز به يك علت (خدا) معترف نبوده، و همه مظاهر هستى اثر مستقيم فعل خدا خواهد بود، در اين صورت، افعال انسان از اين اصل مستثنى نبوده، و به طور مستقيم مخلوق او خواهد بود.
٢. جهان آفرينش همه متكى به خدا بوده و قائم به وجود اوست، ولى او از طريق آفريدن اسباب و علل مادى و غير مادى به اشيا، هستى مى بخشد، و به ديگر سخن: جهان آفرينش بر نظام علت و معلول، اسباب و مسببات استوار است، و چه بسا براى تحقق پديده، علل و اسباب بى شمارى