منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢
«به زودى مشركان مى گويند اگر خدا نمى خواست ما براى او (در عبادت) شريكى قائل نمى شديم و چيزى را تحريم نمى كرديم».
قرآن در رد انديشه آنان مى فرمايد:
(...كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتّى ذاقُوا بَأْسَنا قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْم فَتُخْرِجُوهُ لَنا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلاّ تَخْرُصُونَ).[١]
«پيشينيان نيز مانند آنان دروغ گفتند تا عذاب ما را چشيده اند بگو آيا براى اين مطلب سند و دليلى داريد، آن را به ما ارائه دهيد شما فقط از ظن و گمان پيروى مى كنيد، و كارى جز حدس و تخمين نداريد».
قرآن در جاى ديگر نيز انديشه عرب عصر جاهلى را در مورد كارهاى خود منعكس مى كند و مى فرمايد:
(وَإِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَاللّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللّهَ لايَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِأَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ) .[٢]
«هرگاه كار زشتى انجام دهند مى گويند ما نياكان خود را بر اين راه يافته اىم و خدا به آن امر كرده است (شما اى محمد!) در پاسخ آنان بگو: خدا بر كار زشت فرمان نمى دهد. آيا آنچه را نمى دانيد به خدا نسبت مى دهيد».
بخش نخست آيه مبين عقيده آنهاست و آنان كارهاى زشت خود را از اين راه توجيه مى كرده اند كه مشيت خدا بر آن تعلق گرفته است و اگر خواست خدا نبود بت را نمى پرستيدند و يا ديگر كارها را انجام نمى دادند. انجام عمل نشانه تعلق مشيت و خواست اوست، در اين صورت ما مقصر نيستيم. توگويى كلمه (أَمرنا) در آيه كنايه از مشيت و خواست الهى است.
[١] انعام/١٤٨.
[٢] اعراف/٢٨.