منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧٥
ايمان او، و بالأخره قدرت توانايى او است.
اى بسا كارى كه انجام آن، از يك نفر، عين ادب، خدمت، محبت، وعبادت شمرده مى شود، امّا از فرد ديگرى عين بى ادبى، خيانت، خلاف صميميت، و كوتاهى در بندگى و اطاعت محسوب مى گردد.
اكنون با توجه به اين حقيقت، موقعيت پيامبران و امامان را در نظر بگيريم و اعمال آنها را با آن موقعيت فوق العاده عظيم، مقايسه نماييم:
آنها مستقيماً با مبدأ جهان هستى مربوطند، وشعاع علم و دانش بى پايان الهى بر دلهاى آنها مى تابد، حقايق بسيارى بر آنها آشكار است كه از ديگران مخفى است، علم و ايمان و تقواى آنها در عالى ترين درجه قرار دارد. خلاصه، آنها به اندازه اى به خدا نزديكترند كه يك لحظه سلب توجه از خداوند براى آنها لغزشى محسوب مى شود.
بنابراين جاى تعجب نيست كه افعالى كه براى ديگران مباح يا مكروه شمرده مى شود، براى آنها «گناه» ناميده شود.
گناهانى كه در آيات و سخنان پيشوايان دينى، به آنها نسبت داده شده، و يا خود در مقام طلب آمرزش از آنها برآمده اند، همه از اين قبيل است. يعنى: مقام و موقعيت معنوى آنها، علم و دانش و ايمان آنها، آن قدر برجسته است كه يك غفلت جزئى، در يك كار ساده معمولى كه بايد توجه خاص و هميشگى به خداوند داشته باشند«گناه» شمرده شده است، وجمله معروف «حَسَناتُ الأَبْرارِ سَيِّئاتُ الْمُقَرَّبين»: «اعمال نيك خوبان گناه مقرّبان خدا محسوب مى شود» نيز ناظر به همين حقيقت است.[١]
فيلسوف عالى قدر شيعه ، مرحوم خواجه نصيرالدين طوسى نيز در يكى
[١] رهبران بزرگ، ص ٢٣٢ ـ ٢٣٨.