منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٣
انسانها در طول زندگى خود، جدا از گناه و خطا نيستند و افراد پيراسته در ميان آنها بسيار كم و انگشت شمارند. و سرانجام به اين واقعيت مى رسيم كه گناه از فرد وجامعه منفك وجدا نيست، خواه باب توبه بر روى بشر باز باشد ويا به روى اوبسته گردد. در چنين شرايط، تشريع توبه كمك به سعادت انسان است نه به شقاوت و بدبختى او....
آرى اگر فرد وجامعه در صورت بسته شدن باب توبه، از گناه مصون، ويا توبه مايه «تَجَرّى» بود، در اين صورت تشريع توبه برخلاف حكمت به حساب مى آمد، در حالى كه حقيقت بر خلاف آن است. انسان با يك رشته غرايز مرزنشناسى آفريده شده و غالباً «تعقّل» و تمايلات فوقانى او مقهور غرايز و تمايلات پايين او است و اين مطلب به صورت يك پديده اجتناب ناپذير درباره انسان محرز است. در اين صورت، تشريع توبه عامل پيدايش گناه و يا فزونى آن نخواهد بود، بلكه روزنه اميدى براى رهايى از اسارت شهوتها ونجات از شقاوت وبدبختى است.
با اين تحليل، به يكى از رازهاى مهم تشريع توبه آگاه شديم و بسيار مناسب است برخى از روايات را كه به گونه اى به اين حكمت اشاره دارند يادآور شويم:
١. محمد بن مسلم از امام باقر (عليه السلام) سؤال مى كند: اگر كسى گناه كرده و توبه نموده، امّا باز توبه را شكسته ومرتكب گناه شده، آنگاه توبه نموده است، آيا خدا توبه چنين فردى را مى پذيرد؟
امام در پاسخ اين سؤال چنين فرمودند: «هرگاه مؤمن ، با طلب آمرزش و توبه به سوى خدا باز گردد خدا نيز با آمرزش به وى مى نگرد، خدا بخشاينده ومهربان است، توبه را مى پذيرد و ازبدى ها مى گذرد».