منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٣
اخلاق نيز درباره آن بحث و گفتگو دارند. متكلمان اسلامى نيز گاهى آن را در كنار مسايل مربوط به وعد ووعيد وپاداش و كيفر عنوان مى كنند[١] و احياناً به طور مستقل در بحث معاد درباره آن گفتگو مى نمايند.[٢]
براى توضيح آن مطالبى را يادآور مى شويم:
١. توبه در لغت و در اصطلاح شرع
توبه، مصدر «تابَ»، «يَتُوبُ» است.
و در لغت عرب ماده «تَوْب» به معنى رجوع است و از آنجا كه انسان توبه كار از گناه خود نادم گشته به سوى خدا بر مى گردد، عرب مى گويد:«تابَ مِنْ ذَنْبِه» به معنى «رَجَعَ مِنْ ذَنْبِهِ»، و از آنجا كه خدا با پذيرفتن توبه او با رحمت بيكران خود به سوى او رو مى آورد، گفته مى شود «تابَ عَلَيْه» يعنى «رَجَعَ إِلَيْهِ بِالرَّحْمَةِ» با رحمت وسيع به او توجه كرد[٣] و در آنجا كه مقصود رجوع بنده به سوى خدا باشد با حرف «إلى» متعدى مى شود، چنان كه مى فرمايد:
(...فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ...) .[٤]
«به سوى خداى خود بازگرديد».
[١] نوبختى در «ياقوت» (انوار الملكوت، ص ١٧٦); مفيد در اوائل المقالات، ص ٩٩; ابن ميثم بحرانى در قواعد المرام، ص ١٥٧ـ ١٥٨.
[٢] تجريد الاعتقاد(كشف المراد، ص ٢٦٣).
[٣] در بحثهاى آينده خواهيم گفت كه رجوع خدا به سوى بنده خود با رحمت بيكران، هم پيش از توبه و هم بعد از آن خواهد بود و در اينجا چون در مقام تحديد معنى توبه هستيم به اختصار برگزار شد.
[٤] بقره/٥٤.