منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥
دستاويز دوم
(وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماء كُلّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلى الْمَلائِكَة فَقالَ أَنْبِؤني بِأَسماءِهؤلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ* قالُوا سُبحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاّما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ) .[١]
«خدا، اسماء را به آدم آموخت، بعد آنها را به فرشتگان عرضه كرد و فرمود: اگر راست مى گوييد، اسماء اينها را خبر دهيد، فرشتگان عرض كردند، منزهى تو و ما چيزى جز آنچه به ما تعليم داده اى، نمى دانيم تو دانا وحكيمى».
در اين آيه خدا فرشتگان را مأمور ساخت تا از اسماء گزارش دهند، در حالى كه مى دانست آنان توانايى پاسخ گفتن را ندارند.
ولى پاسخ استدلال روشن است، زيرا امر در اين مورد، جدى و حقيقى نيست، بلكه هدف از آن، آشكار ساختن عجز و ناتوانى طرف است مانند:
(وَإِنْ كُنْتُمْ في رَيْب مِمّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَة مِنْ مِثْلهِِ وَادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين) .[٢]
«اگر درباره آنچه كه بر بنده خود نازل كرده اىم شك و ترديد دارند (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد، و گواهان خود را غير خدا براى اين كار فرا خوانيد اگر راست مى گوييد».
طلب مبارزه با قرآن جدّى و حقيقى نيست، بلكه هدف اثبات عجز آنان از آوردن مانند آن است، تا در نتيجه ارتباط پيامبر با مقام ربوبى روشن گردد، زيرا اگر در توان مصنوع بشر بود، بايد غير او نيز بر آن كار توانا باشد.
[١] بقره/٣١ـ ٣٢.
[٢] بقره/٢٣.