منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٠
(در مدح نبى اكرم (صلى الله عليه وآله) و ذكر كعبه) گفته است:
بر آستان كعبه مصفا كنم ضمير *** زو نعت مصطفاى مزكا بر آورم
ديباچه سراچه كل خواجه رسل *** كز خدمتش مراد مهنا برآورم...
دارا و داور اوستجهان را من از جهان *** فرياد پيش داور و دارا برآورم...
فردا هم از شفاعت او كار آن سراى *** در حضرت خداى تعالى برآورم[١]
٥. شيخ عطار نيشابورى (مقتول به سال ٦١٨ هجرى) در حكايت زن آلوده كه در مدينه به خدمت حضرت رسول (صلى الله عليه وآله)آمد در «الهى نامه» گفته است:
چو پيغمبر بيامد با مدينه *** به مهر دل بدل شد جنگ و كينه...
شد آن زن در مدينه سخت درويش *** به نزديك پيمبر رفت دلريش
پيمبر گفت هان چون آمدى چون *** بگو تا هاجرى يا تاجر اكنون...
زن آنگه گفت آن صدر جهان را *** كه نى اين را سفر كردم نه آن را...
بر اميد عطاى تو رهى دور *** ز پس كردم من مسكين مهجور
پيمبر را خوش آمد آن سخنها *** رداى خود بدو بخشيد تنها
بياران گفت هر كه امروز ياريد *** بدو بخشيد چيزى زانچه داريد
ز صد نوعش عطا دادند ياران *** شد آن زن از گروه سيم داران
[١] گزيده اشعار خاقانى شروانى، به كوشش دكتر ضياء الدين سجادى، تهران ١٣٥١، ص ٥٩ـ ٦٢.