منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٧
الرجل من أهل النار على الرجل فيقول يا فلان أما تذكر يوم استقيت فستقيتك شربة قال فيشفع له و يمر الرجل فيقول أما تذكر يوم ناولتك طهوراً فيشفع له».[١]
«اهل بهشت در صفهايى صف مى كشند. آنگاه يكى از اهل جهنم بر يكى از اهل بهشت مى گذرد و به او مى گويد: آيا ياد دارى كه يك روز از من آب خواستى و من تو را سيراب كردم(پس اينجا به من كمك كن) در اين موقع آن شخص كه اهل بهشت است براى او شفاعت مى كند. و همچنين يكى از اهل جهنم بر يكى از اهل بهشت مى گذرد و به او مى گويد: آيا به خاطر دارى كه روزى آب وضو به تو دادم (پس اينجا مرا يارى كن) پس آن شخص او را شفاعت مى كند».
٣٦. پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) در حديثى فرمود: «لا يصبر على لاوائها (أى المدينة) وشدّتها إلاّكنت له شفيعاً أو شهيداً يوم القيامة».[٢]
«هر كس در شهر مدينه بماند و بر گرسنگى و سختى آن صبر كند من در روز قيامت شفيع يا گواه او خواهم بود».
يعنى اگر گناهكار باشد شفيع او، و اگر اهل طاعت باشد گواه او مى باشم.
٣٧. از پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) ضمن حديثى نقل شده است: «قال لخادمه: ما حاجتك؟ قال: حاجتى أن تشفع لى يوم القيامة قال: و من دلك على هذا؟ قال: ربّى. قال: امّا فأعنى بكثرة السجود».[٣]
«كه به خادم خود فرمود: حاجت تو چيست؟ گفت: حاجتم اين است كه در روز قيامت مرا شفاعت كنى . فرمود: اين مطلب را كه به تو آموخت؟ گفت: پروردگارم(به دلم الهام شد) فرمود: پس مرا با كثرت سجده بر اين كار يارى كن».
[١] سنن ابن ماجه:٢/٢١٥.
[٢] موطأ مالك:٢/٢٠١; مسند احمد:٢/١٩ و١٣٣ و در چند جاى ديگر از همين كتاب اين عبارت وجود دارد.
[٣] مسند احمد:٣/٥٠٠; و با مختصر تفاوت در ج ٤/٥٩ وجود دارد.