منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦١
است بلكه حقيقت اين دعوت جز دعوت خدا چيز ديگرى نيست.
اگر درخواست حاجت از بت، در برخى از آيات، شرك معرفى شده است به خاطر اين است كه آنها را قادر به انجام مقاصد خويش مى دانستند از اين رو قرآن مجيد در مقام انتقاد از اين نوع انديشه ها چنين مى فرمايد:
(وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرونَ) .[١]
«بت هايى را كه به عنوان معبود جز خدا مى خوانيد نمى توانند شما را و خود را كمك كنند».
و نيز مى فرمايد:
(إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ...) .[٢]
«كسانى را كه جز خدا مى خوانيد بسان شما بندگان خدا هستند».
خلاصه مشركين درباره بتها قدرت هاى فوق العاده مى انديشيدند،و با نهايت ذلت و خضوع در برابر آنها ايستاده و عرض حاجت مى كردند و آنها را متصرف مطلق و فاعل تام در جهان آفرينش مى دانستند البته درخواست حاجت به اين شكل قطعاً حرام و بت پرستى خواهد بود.
ولى درخواست شفاعت و دعا از شخصى كه خدا به او چنين حق و مقامى را داده است فاقد اين شرايط است.
ثالثاً: در آغاز بحث يادآور شديم كه دعوت معنى وسيع و گسترده اى دارد و احياناً به طور مجاز در عبادت استعمال مى شود، مانند آيه [٣] و حديثى[٤] كه
[١] اعراف/١٩٧.
[٢] اعراف/١٩٤.
[٣] (أُدْعُونى أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ...) .
[٤] «الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ».