منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٣
صحابى، نقل كرده اند كه مردى مبتلا به درد چشم حضور پيامبر رسيد و درخواست دعا كرد و به پيامبر چنين گفت: «ادع اللّه أن يعافينى»: «از خدا بخواه تا خدا مرا عافيت بخشد» پيامبر او را ميان دعا و صبر بر بلا مخير ساخت پيامبر به او دستور داد كه وضوى صحيح بگيرد وبا دعاى مخصوص خدا را بخواند، و او انجام داد و گرفتاريش برطرف گرديد.[١]
هرگاه طلب دعا از پيامبر جايز نبود، نبايد پيامبر در برابر گفتار اعرابى سكوت كند.
اين بخش از احاديث حاكى است كه طلب شفاعت از شفيع راستين در حال حيات و زندگانى او خالى از اشكال است.
از يك رشته روايات و احاديث استفاده مى شود كه صحابه پيامبر پس از وفات وى از روح پاك او طلب شفاعت مى كردند از باب نمونه:
١. هنگامى كه امير مؤمنان از غسل وكفن پيامبر فارغ گرديد روى او را باز كرد و گفت:
«بأبى أنت و أُمّى طبت حيّاً وطبت ميّتاً... وأذكرنا عند ربّك...».[٢]
«پدر و مادرم فداى تو در حال حيات و ممات پاك وپاكيزه هستى، از ما پيش پروردگار خود يادى بفرما».
٢. هنگامى كه پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) درگذشت، ابوبكر آمد چهره او را باز كرد وبوسيد وگفت: «پدر و مادرم فداى تو باد در حال حيات و ممات پاك و پاكيزه هستى از ما پيش پروردگار خود ياد كن و به خاطر داشته باش».[٣]
[١] مسند احمد: ٤/١٣٨; صحيح ترمذى، كتاب دعوات، ص ١١٨.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ٢٣٠، ط عبده.
[٣] كشف الارتياب، ص ٢٦٥ به نقل از خلاصة الكلام.