منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣١
راضى است، و به حكم آيه (...لا يَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارْتَضى...) [١] «شفاعت نمى كنند مگر كسانى را كه مورد رضايت خدا باشند»، مورد شفاعت قرار خواهند گرفت پس دوستى انسان با پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله)در شفاعت شدن او تأثير دارد.
و به عبارت ديگر دوستى پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) موجب عمل به احكام اسلام و متنِ شريعت و پرهيز بيشتر از گناه است و چنين شخصى قطعاً مورد شفاعت قرار مى گيرد، و موالات پيامبر، جنبه طريقى دارد يعنى از اين رهگذر به انجام وظايف و عمل به احكام دين مى رسيم، و محبت راستين هيچ گاه جدا از عمل به منويات محبوب نيست.
آيا جاى اين سؤال نيست كه از نويسنده بپرسيم چطور عقيده به تأثير دوستى با پيامبر گرامى، در شفاعت منافى با توحيد است با اين كه تأثير دوستى او از خود قرآن استفاده مى شود.
اين كه مى گويد اگر پيامبرى را شفيع خود بگيريم شرك است اين همان گفتار گروه وهابيه است كه مى گويند: شفاعت براى صالحان ثابت است ولى نبايد از غير خدا آن را بخواهيم و اگر از غير خدا بخواهيم مشرك مى شويم.
ما در بخش هفتم اين كتاب، موضوع شفاعت خواهى، از پيشوايان معصوم را به طور گسترده بررسى خواهيم كرد و روشن خواهيم نمود چنين درخواستى ارتباط با شرك ندارد.
سپس مى نويسد:
«به بيان واضح تر عقيده شركيه در شفاعت همين اعتقادى است كه عوام دارند كه انبيا واوليا را عبادت مى كنند و در مقابلشان خضوع وخشوع و در مجالس عزادارى ايشان، گريه وزارى مى نمايند، و محبتشان را در دل جايگزين مى كنند و در عوض هزاران عمل فاسد از ايشان بروز مى كند و خيال
[١] انبياء/٢٨.