منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٩
مى شوند، به نام «نوآورى» بحث را از جاده مستقيم خود منحرف ساخته و لذا كم و بيش باعث گيجى خوانندگان گردند، از اين رو، اگر گاهى در متن يك بحث هيچ جاى پايى براى خود نيافتند مى كوشند تا با ضميمه كردن مطلب ديگرى باز ذهن خواننده رامشوب سازند.
اينك نمونه:
نويسنده كتاب «توحيد عبادت و يكتاپرستى» درباره شفاعت مى نويسد:
«مسأله شفاعت يكى از مسايل مهمه دينى است و از مسلمات دين مبين اسلام است و سپس قسمت زيادى از آيات مربوط به شفاعت را نقل مى كند و همانطور كه ما در بحث «شفاعت از نظر قرآن» نتيجه گرفتيم، نتيجه مى گيرد كه شفاعت ثابت است امّا به شرط رضايت خداوند از شفاعت شونده، و اذن او به شفاعت كننده».
تا اين جا مطلب تازه اى نياورده همان را كه دانشمندان شيعه و سنى از آيات اين باب استفاده نموده اند ذكر كرده است.
امّا پس از دو صفحه مى نويسد:
«اكنون ببينيم شفاعت چيست: شفاعت سؤال از گذشتن گناه گناهكار است و در اصطلاح دينى عبارت است از سؤال بعضى از صالحين از خداوند براى گذشتن از عقاب گناهكاران و مورد عفو قرار دادن معصيت كاران، اين اعتقاد كه ضرر بسيارى به اهل ديانات وارد آورده، تحريفى است از تعليمات كاهنان و براى اين كه نزد مردم شأنى داشته باشند اين معنى را درست كردند و اين مقام را براى خود قايل شدند».[١]
از اين نويسنده بايد پرسيد: شما كه خودتان تصريح مى كنيد شفاعت از مسلمات دين مبين اسلام است و از قرآن مجيد به شرط رضايت خداوند از
[١] توحيد عبادت ويكتاپرستى، ص١٣٠ ـ ١٣٨.