منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٠
نام غفور و يا رحيم نيست اين جا، جاى تجلى به نام عزيز وحكيم است كه شنونده بداند كه اگر آن خداى رؤوف و مهربان دستور مى دهد كه دست سارق را ببرند منافاتى با مقام غفورى او ندارد، زيرا آن سنت براى خود جاى و مقامى دارد و اين سنت نيز براى خود جاى و مقام ديگرى دارد، و هيچ كدام استثنا از قانون نيست بلكه هر سخن جايى و هر نكته براى خود مقامى دارد.
در پايان از تذكر نكته اى ناگزيرم و آن اين كه: استدلال با آيه (...هذا صِراطٌ عَلَىَّ مُسْتَقيمٌ).[١] «اين صراط روش مستقيم من است». بر اين كه روش و سنت هاى خدا يكسان و يكنواخت است نارواست. زيرا مفاد آيه اين است كه راه من مستقيم و درست است و راه شيطان راه انحراف و كج است چنان كه ذيل آيه بر آن گواهى مى دهد.
(إِنَّ عِبادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوِينَ* وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوعِدُهُمْ أَجْمَعينَ).[٢]
«بر بندگان من تسلطى ندارى، مگر بر گمراهان كه از تو پيروى كرده اند و دوزخ وعده گاه همه آنها است».
و در حقيقت معنى اين آيه، بسان معنى آيه ديگر است كه مى فرمايد:
(وَأَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرََّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلهِ...).[٣]
«اين راه راست من است از آن پيروى كنيد، نه از راه هاى ديگر كه شماها را از راه خدا پراكنده مى كند».
و هرگز اين آيات ناظر به يكسان و يكنواخت بودن سنت هاى خدا، در جهان تكوين و تشريع نيست، بلكه هدف جداگانه اى دارند.
[١] حجر/٤١.
[٢] حجر/٤٢ و ٤٣.
[٣] انعام/١٥٣.