منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٨
امّا عفو و مغفرت از طريق شفاعت يك نوع استثنا در قانون مى باشد در حالى كه هيچ كدام نسبت به ديگرى جنبه استثنايى ندارد، بلكه هر يك از سنت هاى قطعى است كه در مورد خود اجرا مى گردد.
اصولاً معنى اين كه سنت ها و روش هاى خدا دگرگونى نمى پذيرد، اين نيست كه خداوند در پهنه هستى يك كار بيش ندارد در حالى كه او خود را در كتاب عزيزش چنين معرفى مى كند:
(...كُلَّ يَوْم هُوَ فى شَأْن) .[١]
«هر روز براى او كار و شأن مخصوصى است».
و همچنين او در قرآن، خود را چنين توصيف مى كند:
(يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ) .[٢]
«هر چه بخواهد محو و اثبات مى كند. و ام الكتاب (لوح محفوظ) در نزد او است».
از اين جهت در جهان آفرينش براى خدا جلوه و تجليات گوناگونى را مشاهده مى كنيم.
خدايى كه محيى و زنده كننده است، مميت و ميراننده نيز مى باشد، هرگاه رؤوف و رحيم است قاهر و منتقم نيز مى باشد، البته هر يك در جاى معينى و شرايط مخصوصى، نه اين كه يكى سنت اصلى خدا است، و ديگرى از قبيل استثنا در قانون خدا باشد.
همان طور كه عفو از گناه در پرتو تو به يكى از سنت هاى استوار و خلل ناپذير الهى است، همچنين بخشودن گناهان در سايه شفاعت اولياى خويش، يكى ديگر از مظاهر لطف و رأفت خاص او مى باشد، كه هيچ گاه تغيير و خلل نمى پذيرد.
[١] الرحمن/٢٩.
[٢] رعد/٣٩.