منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٧
انتخاب شدن فردى براى شفاعت شدن، بدون اذن خدا به شفيعى كه در حقّ وى شفاعت كند، امكان پذير نيست، بنابراين از تحقق ارتضا وانتخاب فردى براى شفاعت شدن ، مى توان وجود و تحقق اذن خدا را به شافعان استكشاف نمودواين كه خداوند همراه با انتخاب فردى براى شفاعت شدن، به اولياى خود اذن داده است كه درباره وى شفاعت نمايند.
در آيه زير با صراحت كامل مى گويد: معبودهايى كه به وحدانيت و يگانگى خدا با آگاهى كامل، گواهى مى دهند(مانند مسيح و غيره) محقّقاً شفاعت خواهند كرد چنان كه مى فرمايد:
(وَلا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلاّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ) .[١]
«كسانى كه جز خدا به عنوان عبادت و پرستش خوانده مى شوند، مالك شفاعت نمى شوند مگر آن كس كه آگاهانه به (وحدانيت) حق گواهى دهد».
اين آيه حاكى از آن است كه برخى از جانب خدا، مالك شفاعت مى باشند، و تفويض اين قدرت به آنان گواه بر صدور اذن از جانب خدا است.
بنابر اين از تحقق تفويض شفاعت به گروهى كه در آيه استثنا شده است استفاده مى كنيم كه مراحل قبلى مانند اذن به شفاعت و انتخاب افراد مورد شفاعت پايان پذيرفته است.
عين اين بيان در اين آيه نيز جارى است:
(لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلاّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً).[٢]
«كسى مالك شفاعت نمى گردد مگر آن كس كه نزد خدا عهدى داشته باشد».
اين آيه با صراحت كامل مى گويد: گروهى كه در نزد خدا عهد و پيمانى
[١] زخرف/٨٦.
[٢] مريم/٨٧.