منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠١
فوراً حكم خود را دگرگون كرده و دستور ديگرى را جايگزين حكم نخست مى سازد.
حضرت ابراهيم (عليه السلام) مأمور به ذبح فرزند خود گرديد، پس از انجام مقدمات حكم ديگرى جايگزين حكم نخست شد.
در اينجا دو حكم مختلف بر يك فرد (حضرت ابراهيم) امّا در دو حالت، حكومت مى كند و هيچ نوع اشكالى را در بر ندارند.
روى اين اصل; چه مانع دارد كه عقاب مجرم، در يك زمان ثابت و بعداً به وسيله شفاعت از بين برود، زيرا اختلاف دوحكم روى دو موضوع ويا يك موضوع در دوحالت امر ممكن و ضرورى است.
خلاصه سخن اين كه: علم و اراده خدا دگرگون نمى گردد، به دنبال آن، علم و اراده جديدى بر آن تعلق مى گيرد، مثلاً همگى مى دانيم كه هنگام شب، تاريكى همه جا را فرا مى گيرد، و بر اثر نبودن نور، ديدگان ما از ديدن اشيا عاجز مى گردند، همچنان كه مى دانيم پس از سپرى شدن ساعات شب، آفتاب طلوع مى كند، و نور همه جا را فرا مى گيرد، از اين جهت شب، براى جبران فقدان نور، چراغ روشن مى كنيم و هنگامى كه آفتاب طلوع كرد آن را خاموش مى سازيم.
در اين جا دو علم داريم: شب فاقد نور است، و روز داراى نور مى باشد، و مطابق دو علم دو كار و دو اراده داريم. شب چراغ روشن مى كنيم، روز آن را خاموش مى نماييم.
هرگز علم دوم مناقض و تخطئه كننده علم اوّل نيست، بلكه هر علمى روى موضوع خود علمى است صحيح وپاى برجا و هرگز اين دو علم، مانند اين نيست كه از دور شبحى را ببينيم نخست تصور كنيم كه درخت است وقتى كه نزديك شديم متوجه شويم كه خطا كرده بوديم، و آن شبح درخت نبوده،