منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٥
مى فرمايد:
(...مَنْ ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ...) .[١]
«كيست كه شفاعت كند جز به اذن او».
و باز مى فرمايد:
(...وَلا يَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارْتَضى...) .[٢]
«درباره افرادى شفاعت مى كنند كه مورد رضايت و پسند خدا باشد».
چرا كه به طور مسلم هيچ گنهكارى نمى تواند مطمئن باشد كه خدا به عزيزان درگاه خود اجازه خواهد داد كه در حقّ او شفاعت كنند تا در پرتو اين اطمينان، وسيله جرأت و تمرد او فراهم گردد.
خلاصه مشروط كردن شفاعت به اذن و رضايت خدا، به تحقق شفاعت در باره افراد، ابهام خاصى بخشيده است به طورى كه هيچ فردى نمى تواند به اعتقاد شفاعت دست به گناه بزند.
ب. شفاعت نه تنها از نظر شرط (اذن و رضايت) ابهام دارد، بلكه از جهات ديگرى نيز مبهم است و همين ابهام سبب مى گردد كه انسانى به اميد شفاعت نتواند خود را آلوده به گناه سازد و ابهام هاى ديگر شفاعت به قرار زير است:
١. ابهام از نظر مجرم وجرم
هرگاه انگشت روى مجرم بگذارند بگويند: همه مردم و يا گروهى خاص ومعين مشمول شفاعت الهى خواهند شد ويا انگشت روى جرم گذارده شود و بگويند: فلان گناه مطلقاً ودرباره تمام افراد عقوبتى نخواهد داشت، در اين صورت چنين نويدى مايه جرأت و وسيله تمرد افراد خواهد بود، و اوامر و
[١] بقره/٢٥٥.
[٢] انبياء/٢٨.