منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٦
مشمول عفو الهى گرديدند يا اولياى خدا به اذن پروردگار درباره آنان شفاعت نمودند، در اين صورت دچار عذاب الهى نخواهند شد.
آنان مى گويند: قرآن در مواردى از عفو و بخشودگى بسيارى از گناهان سخن گفته است هر چند همراه با توبه نباشد مانند:
١. (وَهُوَ الَّذِى يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَيَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَيَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ) .[١]
«او است كه توبه بندگان خود را مى پذيرد و گناهان را عفو مى كند و كارهاى شما را مى داند».
در اين آيه پس از بيان پذيرفتن توبه، موضوع عفو گناهان را با «واو» عاطفه عطف كرده مى فرمايد:(وَيَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ) و ظاهر عطف اين است كه عفو گناه، مربوط به صورت توبه نيست و گرنه با «واو» به جمله نخست عطف نمى شد.
از اين گذشته، مفسران مى گويند با پذيرفته شدن توبه، گناه ساقط مى شود و از بين مى رود، ديگر نيازى به عفو و بخشودگى نيست. از اين بيان معلوم مى شود كه علاوه بر مسأله «توبه» موضوعى به نام عفو داريم كه شامل گناهان كبيره و صغيره مى شود و اين كه «معتزله» مى گويند گناه كبيره معفو نيست، بر خلاف اطلاق آيه است.
٢. (وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَة فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَيَعْفُوا عَنْ كَثير) .[٢]
«هر نوع امر ناگوارى بر شما برسد نتيجه اعمال خود شما مى باشد و خدا بسيارى از گناهان را عفو مى كند».
نكته بحث در جمله (وَيَعْفُوا عَنْ كَثير) است، زيرا ظاهر اين جمله اين
[١] شورى / ٢٥.
[٢] شورى / ٣٠ .