منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٣
شفاعت شافعان در روز رستاخيز درباره گروه مطيع و پاكدامن چنين باشد، يعنى سبب گردد كه پاداش بيشترى دريافت نموده درجه پيدا كنند.
امّا معناى رايج لفظ شفاعت در لغت عرب غير اين قسم است همچنان كه متبادر از شفاعت در نزد مردم و متشرعه نيز غير اين صورت مى باشد.
اين مطلب با دقت وبررسى آيات قرآن روشن مى گردد، زيرا هرگز نمى توان گفت كه آيات شفاعت ناظر به اين صورت است ولا اقل نمى توان احتمال داد كه منحصر به اين قسم باشد، بلكه شفاعت معناى وسيعى دارد كه شفاعت درباره افراد مطيع و پاكدامن يكى از مصاديق آن مى باشد.
شكى نيست كه آيات شفاعت اعم از نافى و مثبت، موجى در قرآن پديد آورده است و برخى از شفاعت ها را انكار كرده و برخى ديگر را پذيرفته است ولى هرگز نمى توان گفت كه شعاع موج از محدوده گروه پاكدامن بيرون نيست و اين مطلب با مراجعه به مجموع آيات مربوط به شفاعت (كه در بخش سوم اين كتاب منعكس مى باشد) روشن مى گردد.
انديشه شفاعت چيزى نيست كه تنها قرآن مبتكر آن باشد بلكه پيش از اسلام نيز در ميان ملل جهان چنين ايده اى وجود داشته است، چيزى كه هست اسلام آمده اصل آن را پذيرفته و شاخه هاى كج و معوج آن را بريده.
ايده شفاعت و اميد به وساطت بزرگان و مقربان درگاه خدا بيشتر درباره گنهكاران و گروه هاى آلوده است، زيرا در طول تاريخ پيوسته بت پرستان آلوده و يهود پليد كه از ارتكاب هيچ نوع گناهى ابا نداشتند ، چشم اميد به شفاعت دوخته، خود را با انديشه پذيرفته شدن شفاعت شافعان درباره آنها، دلگرم مى كردند.