منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨
آرى چنين است. فرمود: در آسمانها ستون هايى وجود دارد ولى ديده نمى شوند.
مؤيد اين نظر روايتى است كه از امام امير مؤمنان (عليه السلام) نقل شده كه فرموده است:
«هذه النجوم التى فى السماء مدائن مثل المدائن التى فى الأرض مربوطة كلّ مدينة إلى عمود من نور».[١]
اين ستارگان بسان شهرهايى هستند مانند شهرهاى روى زمين و هر شهرى با شهر ديگر، با ستونى از نور مربوط مى باشد. روى اين نظر بايد ديد منظور از ستونهايى كه ستارگان را از سقوط و اصطكاك حفظ مى نمايد چيست؟ آيا جز آن نيروى مرموز ناپيدايى است كه نيوتن و دانشمندان ديگر نام آن را «جاذبه عمومى» نهاده اند؟ و عبارتى رساتر و همگانى تر از «ستون نامرئى» مى توان پيدا كرد؟
قرآن در رساندن اين حقيقت علمى تعبيرى را انتخاب نموده كه در تمام ادوار، براى بشر قابل درك و فهم باشد حتى در آن دورانى كه بشر به واقعيت اين ستون نامرئى پى نبرده بود از اين عبارت مى فهميد كه اين كاخ بى ستون، ستون هايى نامرئى دارد كه بسان ستون هاى عمارت، اين كاخ برافراشته را حفظ مى نمايد.
قرآن مجيد در آيات ديگر نيز به وضع آسمان ها و زمين اشاره كرده آنجا كه
[١] سفينة البحار:٢/٥٧٤، ماده نجم، و قريب به همين در مجمع البحرين ماده كوكب وارد شده است و به جاى جمله عمود من نور، عمودين من نور، و ممكن است منظور از عمودين(دو ستون) همان دو قانون نيروى جاذبه و گريز از مركز باشد. مجمع البحرين، ص ١٣٢.