منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٤
يُريدُ*وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِى الجَنَّةِ خالِدينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَالأَرْضُ إِلاّ ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذ) .[١]
«شقاوتمندان در آتشند، و ناله مى كشند، و مادامى كه آسمانها و زمين برقرار است در آتش خواهند بود مگر آن كه پروردگار تو بخواهد، پروردگارت هر چه بخواهد انجام مى دهد و امّا سعادتمندان در بهشت هستند و مادامى كه آسمانها و زمين برقرار است در آنند مگر آن كه پروردگارت بخواهد، بخششى هست قطع نشدنى».
همانطور كه ملاحظه مى كنيد خداوند در اين آيه خلود و ماندن هميشگى را در بهشت و دوزخ، معلق بر مشيت و اراده خود كرده است، اين موضوع مخصوصاً در مورد خلود در بهشت كه صريحاً فرموده: (عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذ) دلالت بر اين دارد كه حكم خدا بر خلود، كار را از دست او بيرون نمى برد و لطمه اى به فرمانروايى و مالكيت مطلقه او نمى زند همچنان كه جمله (إِنَّ رَبَّكَ فَعّالٌ لِما يُريدُ) نيز در همين آيه اين مطلب را تأكيد مى كند خلاصه اين كه اگر چيزى را نبخشد براى اين است كه مى خواهد آن را براى خود نگهدارى كند.
از اين بيانات روشن مى شود كه منظور از آيات نفى كننده شفاعت اين است كه كسى به عنوان استقلال چنين حقّى را ندارد و منظور از آيات اثبات كننده شفاعت اين است كه اصلاً و ذاتاً شفاعت براى خداست و براى غير خدا به اذن و تمليك اوست يعنى اين مقام ممكن است براى غير باشد امّا به اذن و اجازه او».[٢]
ثانياً: شفاعت آنان از نظر مورد نيز محدود است، زيرا تنها در حقّ افرادى شفاعت مى كنند كه مورد رضاى خدا باشند چنان كه آيه (...وَلا
[١] هود/١٠٦ـ ١٠٨.
[٢] تفسير الميزان:١/١٥٨و ١٥٩.