منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٣
بيانى دارد كه از نظر خوانندگان مى گذرد.
«بعضى از اين آيات دلالت دارد كه شفاعت مخصوص خدا است و بعضى ديگر مقام شفاعت را به غير خدا يعنى كسانى كه به اذن و رضايت او شفاعت كنند تعميم داده است و در هر حال اصل موضوع را بدون اشكال ثابت مى كند، منتها در بعضى، آن را به عنوان اصالت مخصوص خداوند معرفى كرده، و در پاره اى در مورد غير خدا با اجازه و رضايت او نيز اثبات نموده است و از طرفى همانطور كه دانستيم موضوع شفاعت در عده اى از آيات نفى شده، بنابراين نسبت دو دسته از آيات (آيات نفى كننده و اثبات كننده) به يكديگر، مانند آيات نفى كننده علم غيب است از غير خدا، نسبت به آياتى كه علم غيب را به عنوان اصلى براى خدا و به رضايت او براى غير خدا ثابت مى كند.
نظير اين آيات، آيات ديگرى است كه درباره آفرينش و ميراندن و روزى دادن و تأثير وحكم و فرمانروايى گفت و گو مى كنند، چه، طبق اسلوبى كه قرآن دارد، ابتدا هر نوع كمالى را از غير خدا نفى كرده سپس آن را براى خدا به عنوان استقلال و براى غير خدا به اذن و خواست او اثبات مى كند، و در حقيقت مى فهماند كه غير خداوند هر كسى كمالى دارد از خود او نيست، بلكه خدا به او عطا كرده است.
حتى اين كه از پاره اى از آيات استفاده مى شود كه در مواردى هم كه خدا حكم و قضاى حتمى و لازم كرده است، باز منوط به اين نوع مشيت و خواست او است و چنان نيست كه زمام آن از اختيار او بيرون رفته باشد مانند اين آيه زير:
(فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِى النّارِ لَهُمْ فِيها زَفيرٌ وَشَهِيقٌ* خالِدينَ فِيها مادامَتِالسَّماواتُ وَالأَرْضُ إِلاّ ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعّالٌ لِما