منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٣
نمى شود، و غرامتى از آن گرفته نشده و هرگز كمك كرده نمى شوند».
(...يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيهِ وَلا خُلَّةٌ وَلا شَفاعَةٌ...) .[١]
«روزى كه نه خريد و فروش در آن است و نه دوستى ونه شفاعت».
(يَوْمَ لا يُغْنى مَوْلىً عَنْ مَولىً شَيْئاً...) .[٢]
«روزى كه ابداً دوستى به درد دوست ديگر نمى خورد».
(يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرينَ ما لَكُمْ مِنَ اللّهِ مِنْ عاصِم...) .[٣]
«روزى كه (به هر سو) فرار مى كنيد و هيچ پناهى از (عذاب) خدا نيست».
(ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ* بَلْ هُمُ الْيَومَ مُسْتَسْلِمُونَ) .[٤]
«چرا از يكديگر يارى نمى جوييد؟ ولى امروز آنها كاملاً تسليم اند».
(وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولونَ هؤلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِى السَّماواتِ وَلا فى الأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمّا يُشْرِكُونَ) .[٥]
«چيزهايى را غير از خدا مى پرستند كه نه به آنها ضرر مى زند(كه از زيان آن بترسند) و نه به آنها منفعت مى رساند(كه توقع نفع آن را داشته باشند) و مى گويند اينها شفيعان ما در نزد خدا هستند، بگو: آيا شما مى خواهيد خدا را از چيزى كه در تمام زمين و آسمانها علم به آن ندارد با خبر سازيد خدا از شرك آنها منزه وبالاتر است».
[١] بقره/٢٥٤.
[٢] دخان/٤١.
[٣] مؤمن/٣٣.
[٤] صافات/٢٥و٢٦.
[٥] يونس/١٨.