منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٧
(«هنگامى كه آنان با معبودهاى خود به آتش افتادند، رو به معبودهاى خود كرده مى گويند:) ما شما را در پرستش، با خداوند جهان، يكسان قرار داديم، ما را گروه مجرمان گمراه كردند براى ما نه شافعى هست و نه دوست مهربانى».
٣. (وَكُنّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ* حَتّى أَتانَا الْيَقينُ * فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشّافِعينَ) .[١]
«روز رستاخيز را انكار كرديم تا آن كه براى ما يقين آمد، در اين موقع شفاعت شافعان به حال آنان فايده اى نمى بخشد».
مفسران مى گويند: مقصود از شافعان در آيه همان شافعان حقيقى هستند نه شافعان پندارى مانند بت، كه گروه بت پرستان آنها را شافعان خويش مى پنداشتند(چنان كه در آيات مربوط به اين گروه خواهيم گفت) و علت اين كه شفاعت آنان درباره اين گروه سودى نمى بخشد اين است كه اين افراد بر اثر كفر و انكار روز بازپسين و ارتكاب يك رشته جرايم بزرگ، و ترك فرايض چنان كه در آيات قبل از دو آيه مورد بحث، تصريح شده است[٢] شايسته شفاعت نيستند، زيرا كوچك ترين ارتباط ايمانى با خدا نداشته و پيوند معنوى خود را با شافعان قطع كرده اند.
اين افراد بر اثر دورى از تقوا و پاكى، هرگز به وسيله شفاعت پاك و طاهر نمى شوند، و بر اثر نداشتن قابليت، شفاعت به حال آنان سودى نمى بخشد و به عبارت ديگر، شفاعت صالحان درباره افراد، منوط به اذن خدا و رضاى او
[١] مدثر/٤٦ـ ٤٨.
[٢] (ما سَلَكَكُمْ فى سَقَرَ* قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ المُصَلِّينَ * وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكينَ * وَكُنّا نَخُوضُ مَعَ الْخائضينَ)مدثر/٤٢ـ ٤٥.
«چه چيز شما را وارد دوزخ ساخت ، مى گويند: نماز نمى گزارديم، مستمندان را اطعام نمى كرديم، و در باطل فرو مى رفتيم».