منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٥
چنين مى فرمايد:
(...تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ* بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ للّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلا خَوفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ).[١]
«اين مطلب كه بهشت تنها از آن يهوديان و مسيحيان (لفظى و اسمى است) آرزويى بيش نيست واگر راست مى گويند براى گفتار خود دليلى بياورند، بلكه بهشت از آن كسى است كه با سراسر وجود خود تسليم خدا باشد و عمل نيك انجام دهد، براى چنين فردى در پيشگاه خدا اجر و پاداش هست».
گستاخى آنان به جايى رسيده بود كه با كمال بى شرمى مى گفتند:
(وَقالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّارُإِلاّ أَيّاماً مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللّهِ عَهْداً ...) .[٢]
(«مى گفتند:) ما جز چند روزى در آتش دوزخ نخواهيم سوخت تو گويى از خداوند براى اين مطلب پيمانى گرفته اند».
اين دو آيه درباره چنين ملت متكبر و خودخواه سخن مى گويد و شفاعت مورد اعتقاد آنان را كه هيچ قيد و شرطى براى آن قائل نبودند، نفى مى كند.
در اين صورت، اين دو آيه نمى تواند ناظر به شفاعتى باشد كه خود قرآن و آيين اسلام آن را تحت شرايطى تصويب كرده و اعلام داشته است.
از اين جهت هنگامى كه بزرگان علم تفسير به شرح اين دو آيه مى رسند مى گويند: اين دو آيه مربوط به نفى شفاعتى است كه يهود درباره خود معتقد
[١] بقره/١١١ و ١١٢.
[٢] بقره/٨٠.