منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٢
نوشته هاى او حاكى از عرق دينى و علاقه شديد او به اسلام مى باشد[١]، در نوشته هاى مربوط به ولايت، و مقامات پيشوايان بزرگ تحت تبليغات وهابيگرى قرار گرفته و از ديد وهابيها به آنها نگريسته است.[٢]
از آن جمله موضوع «شفاعت» است كه در «دايرة المعارف» خود پيرامون آن به طور اجمال بحث كرده و اصلى را كه علماى اسلام چهارده قرن آن را از اصول اسلام شمرده اند انكار نموده و مى گويد:
«شفاعت اين است كه برخى از صالحان از خداوند بخواهند، كه از تقصير برخى از گنهكاران بگذرد، عقيده به چنين شفاعت، ضررهاى زيادى به اديان وارد كرده است و شفاعت به اين معنى تحريفى است كه كاهنان آن را به وجود آورده اند تا مقام و موقعيت خود را در نظر مردم تحكيم كنند و در حالى كه اسلام آمد و عقايد ملت ها را محكم و استوار نمود و درباره شفاعت مورد اعتقاد آنان چنين گفت:
(...مَنْ ذَا الَّذى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ...) .[٣]
«كيست كه نزد او (خدا) جز به اذن وى شفاعت كند».
و نيز فرمود:
(وَكَمْ مِنْ مَلَك فِى السَّمواتِ لا تُغْنى شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلاّ مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَاللّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَيَرْضى).
«[٤]چقدر فرشتگانى در آسمانها هستند كه شفاعت آنان سودى نمى بخشد مگر پس از اذن خدا درباره كسانى كه خدا بخواهد و مورد رضايت او باشند».
[١] از نوشته هاى ارزنده او سه كتاب زير است.«الإسلام فى عصر العلم» و«المرأة المسلمة فى ردّالمرأة الجديدة» و «على اطلال المذهب المادى» كه به صورت رد بر ماديگرى نگارش يافته است.
[٢] به دايرة المعارف ماده شفع مراجعه شود،ج ٥، ص ٤٠٢، دايرة المعارف وجدى.
[٣] بقره/٢٥٥.
[٤] نجم/٢٦.