منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٢
احمد را ستايش مى كنم، و شماها را از پرستش «بندگان» به پرستش «خدا» دعوت مى نمايم، شما را دعوت مى كنم كه از ولايت بندگان خدا خارج شويد، و در ولايت خداوند وارد آييد، و اگر دعوت مرا نپذيرفتيد (لا اقل) بايد به حكومت اسلامى ماليات (جزيه) بپردازيد(كه در برابر اين مبلغ جزئى، از جان و مال شما دفاع مى كند) و در غير اين صورت به شما اعلام خطر مى شود».[١]
و برخى از مصادر تاريخى شيعه اضافه مى كند: پيامبر آيه مربوط [٢] به اهل كتاب را كه در آن همگى به پرستش خداى يگانه دعوت شده اند نيز نوشت.
نمايندگان پيامبر وارد «نجران» شده، نامه پيامبر را به «اسقف» دادند، وى نامه را با دقت هر چه تمامتر خوانده و براى تصميم، شورايى مركب از شخصيتهاى بارز مذهبى و غير مذهبى تشكيل داد، يكى از افراد طرف مشورت «شرحبيل» بود كه به عقل و درايت و كاردانى معروفيت كامل داشت، وى در پاسخ «اسقف» چنين اظهار نمود، اطلاعات من در مسايل مذهبى بسيار ناچيز است، بنابراين من حق اظهار نظر ندارم و اگر در غير اين موضوع با من وارد شور مى شديد، من مى توانستم راه حلهايى در اختيار شما بگذارم.
ولى ناچارم مطلبى را تذكر دهم و آن اين كه: ما كراراً از پيشوايان مذهبى خود شنيده اىم : روزى منصب نبوت از نسل «اسحاق» به فرزندان «اسماعيل»انتقال خواهد يافت، و هيچ بعيد نيست كه «محمد» كه از اولاد اسماعيل است همان پيامبر موعود باشد.
شورا نظر داد كه گروهى به عنوان «هيئتى از نجران» به مدينه برود، تا از
[١] البداية والنهاية:.../٥٣; بحار الأنوار:٢١/٢٨٥.
[٢] منظور آيه :(قُلْ يا أَهْل الكِتاب تَعالَوا إِلى كَلِمَة سَواء بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ...) (آل عمران/٦٤); بحار: ٢١/٢٨٧.