منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٩
مى خواست مردم را به نصرت و دوستى على دعوت كند اين يك مسأله پوشيده نبود تا در اين بيابان سوزان هشتاد هزار نفر يا متجاوز از آن را از محمل ها و شتران پياده كند و خطبه گسترده بخواند و از مرگ خود گزارش كند، آنگاه بگويد مردم على را دوست بدارند و او را يارى كنند.
اين قراين كه در خود حديث نهفته است گواهى مى دهند كه مقصود از «مولى» همان اولويت به تصرف و سرپرستى است، نه ناصر و ياور، و يا محبوب و دوست.
حسان بن ثابت شاعر عهد رسالت كه در خود واقعه حضور داشت از حديث جز معناى ولايت چيز ديگرى تلقى نكرد ولذا در شعر خود گفت:
فَقـالَ لـهُ قُم يـا على فانّنـى
رضيتُك مِنْ بَعْدى إماماً وهادياً
در پايان يادآور مى شويم كه در ميان علماى اهل سنت افراد با انصافى اعتراف به دلالت حديث غدير بر امامت على نموده اند از آن جمله سعدالدين تفتازانى (٧١٢ـ ٧٩١) مى گويد: در لفظ «مولى»كه در حديث غدير آمده است در آن چند احتمال وجود دارد:
١. آزاد كننده، ٢. آزاد شده، ٣. هم پيمان، ٤. پناه داده شده، ٥. پسر عمو، ٦. ناصر و ياور، ٧. اولى به تصرف.
آنگاه يادآور مى شود كه از اين معانى هفتگانه هيچ كدام متناسب با صدر حديث نيست.
امّا آن پنج معنى نخست نمى تواند مقصود پيامبر باشد و امّا معنى ششم توضيح واضح بوده و نياز به بيان پيامبر و گردآورى مردم نداشت قهراً مقصود همان معنى هفتم است.[١]
[١] شرح مقاصد: ٥/٢٧٣ـ ٢٧٤.