منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٠
بيدار مى شويد (روز رستاخيز) زنده خواهيد شد، نيكوكاران به پاداش اعمال، و بدكاران به كيفر كردار خود مى رسند، و بهشت جاويدان براى نيكوكاران و دوزخ هميشگى براى بدكاران آماده است».
«هيچ كس از مردم، برا ى كسان خود، چيزى بهتر از آنچه من براى شما آورده ام، نياورده است من خير دنيا و آخرت براى شما آورده ام، خدايم به من فرمان داده كه شما را به توحيد و يگانگى وى و رسالت خويش دعوت كنم» آنگاه فرمود:
«فَأيّكم يوازرنى على هذا الأمر، على أن يكون أخى ووصى وخليفتى فيكم؟».
«چه كسى از شما مرا در اين راه كمك مى كند، تا برادر ووصى و نماينده من درميان شما باشد؟».
او اين جمله را گفت و مقدارى مكث نمود، تا ببيند كدام يك از آنان به نداى او پاسخ مثبت مى گويد در اين موقع سكوت آميخته با بهت و تحيّر بر مجلس، حكومت مى كرد، و همگى سر به زير افكنده و در فكر فرو رفته بودند.
ناگهان على (عليه السلام) كه سن او در آن روز، از ١٥ سال[١] تجاوز نمى كرد، سكوت را درهم شكست و برخاست رو به پيامبر كرد وگفت: اى پيامبر خدا من تو را در اين راه يارى مى كنم، سپس دست بسوى پيامبر دراز كرد، تا دست او را به عنوان پيمان فداكارى، بفشارد در اين موقع، پيامبر دستور داد كه على (عليه السلام) بنشيند و بار ديگر گفتار خود را تكرار نمود. باز على (عليه السلام) برخاست و آمادگى خود را اعلام كرد، اين بار نيز پيامبر به وى دستور داد كه بنشيند، در مرتبه سوم نيز بسان دومرتبه پيشين جز على (عليه السلام)كسى برنخاست، و تنها او
[١] به قولى ١٣ سال.