منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠
در اين داورى موضوع، خود فعل است به فاعل يا نتايج و پيامدهاى كار نظرى ندارد. خصوصيت فاعل و نتايج كار، در قضاوت و داورى اومؤثر نيست از اين بيان روشن مى شود مقصود از حسن و قبح همان ستودن فعل و نكوهش آن است. بدون اين كه فاعل آن را در نظر بگيرد و يا پيامدهاى آن را مورد بررسى قرار دهد.
و به عبارت ديگر: همان طورى كه در حكمت نظرى يك رشته قضاياى بديهى و خودمعيار داريم كه صدق و كذب ديگر قضايا از طريق آنها به دست مى آيد، مانند «امتناع اجتماع نقيضين» يا «امتناع ارتفاع نقيضين» و در فلسفه اسلامى «اُمّ القضايا» شمرده مى شوند. همچنين در حكمت عملى يك رشته قضاياى روشن و خودمعيار داريم كه خرد با مطالعه خود فعل، آن را نيك يا بد مى شمرد. بدون آن كه فاعل آن را در نظر بگيرد يا از پيامدهاى آن آگاه شود. از اين جهت نيكوكارى و خدمت به انسانها، پرورش يتيمان و نگهدارى بيچارگان و دهها فعل در ميان تمام انسانها زيبا بوده، در مقابل زيان رسانى به انسانها وپايمال كردن حقوق ديگران نكوهيده به شمار مى رود. و هر فردى به روشنى، حسن و قبح اين نوع كارها را درك مى كند. و در درك و داورى آنچنان جازم است كه خود را از رجوع به مقام ديگر بى نياز مى داند.
بنابراين، تحسين عدل و تقبيح ظلم از مسائل خودمعيار و روشن عقلى است و خرد در قضاوت خود به برهان و دليل نياز ندارد. كسانى كه اين نوع داورى عقلى را منكر مى شوند و مى گويند هيچ انسانى به طور مستقل بدون استمداد از شرع، توانايى درك زيبايى و يا نازيبايى افعال را ندارد با وجدان خود به جنگ و نزاع برخاسته و روشنترين امر وجدانى را منكر مى شوند.
شما به هر نقطه اى از جهان برويد، با هر فردى روبرو شويد و از او