فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٥٣ - غيبت صغرى و كبرى
وى نوشت و از رحلت آگاهش ساخت و از او خواست كه پس از خود، كسى را به نيابت خاص نگمارد (الغيبة، شيخ طوسى/ ٢٤٢). بنابر شواهد تاريخى، كسان ديگرى نيز از آن حضرت، «وكالت» داشتند. اينان از طريق نوّاب اربعه با امام (ع) در ارتباط بودند. زيارت امام (ع) در روزگار غيبت صغرى، ويژه نوّاب اربعه نبود و برخى كسان ديگر نيز گاهى به فيض ملاقات مىرسيدند. شيخ صدوق از سيزده وكيل و چهل و شش نفر عامّه شيعيان نام برده است كه مدّعى شدهاند امام را در اين دوران ديدهاند (اكمال الدّين، ٢/ ٤٤٢؛ آخرين امام، ٧٧ و ١١٤). در اين ميان، برخى نوّاب را انكار كردند و خود- به دروغ- مدّعى نيابت شدند. از اين كساناند:
ابو محمّد حسن شريعى، محمّد بن نُصيرى و احمد بن هلال كرخى (الغيبة، ٢٤٤). آغاز غيبت كبرى و قطع ارتباط با امام و حملههاى اعتقادى مخالفان، موجب حيرت و سرگردانى شمار بسيارى از شيعيان شد؛ چنان كه در روايات نيز پيشبينى شده بود (بحارالانوار، ٥١/ ٦٨). از اين رو، علماى شيعه اماميّه مجبور شدند كتابهايى درباره غيبت امام (ع) بنگارند. از اين گونه كتابهايند: الغيبة نوشته نعمانى و كمال الدّين نوشته شيخ صدوق.
از اواخر قرن چهارم، علماى اماميّه، در كنار احاديث، از استدلالهاى كلامى و عقلى نيز براى اثبات غيبت امام زمان (ع) سود بردند. شيخ مفيد (م. ٤١٣ ق.) از پيشگامان اين حركت است. وى در كتاب الفصول العشرة فى الغيبة مىكوشد تا وجود امام غايب را با دو اصل ثابت كند:
يكى ضرورت وجود امام (ع) در هر دوره زمانى و ديگر، عصمت امام (ع).
دانشمندان ديگر اماميّه، مانند سيّد مرتضى و شيخ طوسى شيوه او را پى گرفتند. شيخ طوسى كتابى به نام الغيبة نوشت و جديدترين استدلالهاى روايى و كلامى را براى توجيه غيبت كبرى به كار گماشت (تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ٢٢٣).
بنابر روايات، در روزگار غيبت، فقهايى كه داراى شرايط ويژهاى باشند، نيابت عام دارند و مناصب امام- قضا، حكومت و بيان احكام- را برعهده مىگيرند (البيع، امام خمينى/ ٢/ ٤٦٧).