فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٢٨ - ويژگى كلام شيعى
بلافصل پيامبر ٦ مىدانند و پس او يازده فرزندش را به امامت مىشناسند (شيعه در اسلام، ٤). پيدايى شيعه را بايد در همان روزگار حيات پيامبر پى جست و طريقه شيعه از روز رحلت پيامبر اكرم ٦ طلوع كرد و جماعتى با اين روش تعين و تميز پيدا كردند.
بدن مبارك و مقدس پيامبر اكرم ٦ را هنوز به خاك نسپرده بودند و اهل بيت و شمارى از صحابه، سرگرم لوازم سوگوارى و تجهيزش بودند كه گروهى در سقيفه بنىساعده گرد آمدند و در قيافه مصلحتجويى و خيرخواهى براى پيامبر خليفه و جانشين برگزيدند.
على (ع) و يارانش مانند سلمان و ابوذر، به اعتراض برخاستند و با استناد به نص، طريقه انتخاب خليفه را ناروا شمردند و بدين سان طريقه شيعه پديدار گشت و صحابه و بزرگانى همچون سلمان، مقداد، ابوذر، عمار، رشيد حجرى، كميل و ميثم تمار، بحثهاى كلامى را آغازيدند (الميزان، ٥/ ٢٧٨).
بحثهاى كلامى شيعه ويژگىهايى داشت كه از جمله آنها پيروى از روش استدلال عقلى است. روش شيعى با روش اشعرى، كه كاربرد استدلال در عقايد مذهبى را برنمىتافت و اصالت را از عقل مىستاند و آن را تابع ظواهر الفاظ مىكرد، به مخالفت برخاست و با شيوه معتزلى نيز با همه عقلگرايىاش كنار نيامد؛ زيرا تفكر معتزلى هر چند عقلى است، برهانى نيست و غبار جدل بر آن نشسته است.
در حقيقت، پيشگام اين شيوه تفكر عقلانى و كاربست روشهاى عقلى در بحثهاى كلامى، على (ع) است. آن حضرت بود كه نخستين بار درباره ذات و صفات بارى، حدوث و قدم، بساطت و تركيب، وحدت و كثرت و جز آن، بحثهاى عقلى عميق را پيش كشيد؛ بحثهايى كه گوشهاى از آن در نهجالبلاغه و رواياتِ مستندِ شيعه نمودار است. اين پيشگامى اهل بيت نبوى، زمينه را براى گرايش شيعه به بهرهمندى از عقل فراهم آورد. ابتناى استدلالهاى شيعى بر سبك برهانى قرآن موجب گشت تا سبكى نو و ابتكارى در فرهنگ اسلامى زاده شود؛ سبكى كه با روشهاى پيش از اسلام تفاوتى بنيادى داشت و توانست مسائل و مباحثى را در جهان انديشه و تفكر مطرح كند كه سابقه نداشتند.