فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٢٧٣ - معانى روح در قرآن
حيات دانستهاند و آدمى به وسيله آن احساس مىكند و حركت ارادى دارد.
فهميدن، تصور كردن، تصميم گرفتن، عشق ورزيدن، تنفّر داشتن و از اين قبيل، همه به روح مربوطاند (الميزان، ١٠/ ١١٨؛ تفسير نمونه، ١٢/ ٢٥٥).
معانى روح در قرآن:
قرآن كريم از كلمه «روح» معانى متعدّدى را اراده كرده است كه عبارتاند از: الف. روح مقدّسى كه پيامبران (ع) را براى اداى وظيفه الهىشان يارى مىكند (بقره/ ٢٥٣)؛ ب. نيرويى معنوى و الهى كه مؤمنان را پشتيبانى مىكند (مجادله/ ٢٢)؛ ج. فرشته وحى كه «امين» نيز خوانده مىشود (شعراء/ ١٩٣)؛ د. فرشته بزرگى از فرشتگان خاص خدا يا مخلوقى برتر از فرشتگان (قدر/ ٤؛ نبأ/ ٣٨)؛ ه. قرآن و وحى (شورى/ ٥٢)؛ و. روح انسان (اسراء/ ٨٥؛ سجده/ ٩؛ حجر/ ٢٩).
نخستين نكته درباره روح انسانى اين است كه حقيقت آن بر ما پوشيده است.
خداوند در قرآن كريم فرموده است كه دانش آدمى از روح بسى اندك است (إسراء/ ٨٥). نقص دانش بشرى و تفاوت بنيادى روح و جسم و مأنوس بودن انسان با جهان مادّه، موجب شده است كه راه يافتن به حقيقت روح براى او ناممكن نمايد. روح، حقيقتى ماوراى طبيعى است و فعّاليّت او با فعّاليت موجودات مادّى متفاوت است؛ هر چند همواره با جهان مادّه در ارتباط است (تفسير نمونه، ١٢/ ٢٥٢). در روايات بزرگان معصوم (ع) نيز آمده است كه روح از عالم ملكوت است (بحارالانوار، ٥٨/ ٤٢) و از اين رو، مىتواند به مرتبت برتر از فرشتگان دست يابد (نور الثّقلين، ٣/ ص ٢١٥ و ٢١٦). ارتباط روح با بدن، به گونه حاكميّت و تصرّف است.
خداوند جسم آدمى را از گِل آفريد (مؤمنون/ ١٢) و سپس از روح خويش در آن دميد.
روحى كه با نفخه ربوبى (ص/ ٧٢؛ سجده/ ٩) در بدن آدمى دميده شد، شايسته آن است كه معيار انسانيّت انسان شود و بدن را در تأثير خويش گيرد و خودِ راستين و شخصيّت حقيقى آدمى را برسازَد. در روايات شيعه آمده است كه روح همچون جسمى لطيف است كه با كالبدى ستبر به نام بدن پوشانيده شده است (بحارالانوار، ٥٨/ ٣٤). روح با بدن نمىآميزد و بر آن اتّكا ندارد؛ بلكه بدن را در ميان مىگيرد و بر آن احاطه دارد (همان، ٥٨/ ٤٠). با مرگ