فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٢٨٥ - سكولاريسم جداانگارى دين و دنيا
س
سكولاريسم: جداانگارى دين و دنيا
به معناى دخالت ندادن دين در شئون مختلف زندگى اجتماعى انسان است (فرهنگ آكسفورد، ١١٥٥). سكولاريسم(secularism) نخست در معاهده وستفالى(westphalia) به كار رفت و مقصود از آن خروج سرزمينهايى از تملّك كليسا بود؛ ولى رفته رفته معناى آن تغيير يافت و سرانجام به معناى طرد دين از ساحت حيات اجتماعى انسان رسيد (فرهنگ دين، ١٢٤). سكولاريسم يكى از ويژگىهاى تمدّن و فرهنگ غربى است و در پى حذف نقش دين از ساحتهاى مختلف حيات انسان است و مىخواهد همه شئون سياسى، اجتماعى و اخلاقى جامعه را قداستزدايى كند (فرهنگ واژهها، ٣٢٨).
غير دينى شدن حكومت در عصر جديد، جدايى دين از سياست و علمى و عقلانى شدن تدبير اجتماعى از آثار و لوازم سكولاريسم است (كتاب نقد، ١/ ١٧٠).
مهمترين مبانى و مقدّمات سكولاريسم- به عنوان نوعى تفكّر- عبارتاند از:
عقلگرايى، انسانمحورى، نسبيّتگرايى اخلاقى و معرفتى، تجدّدگرايى، علمگرايى و آزادى بىحدّ و حصر (قبسات، ١/ ١٠٣- ٩٥).
يكى از عوامل پيدايى سكولاريسم در غرب، نارسايى كليسا در عرصه مفاهيم الهيّات و رفتار غير انسانىاش با مردم- به ويژه با طبقه دانشمند و آزادانديش- بوده است (مجموعه آثار شهيد مطهّرى، ١/ ٤٧٩؛ كتاب نقد، ١/ ٧٥). در دو دهه گذشته اين پيشبينى ميان متفكّران غربى رايج بوده است كه سكولاريسم، سرنوشت محتوم همه جوامع بشرى است. در برابر، برخى ديگر معتقدند- با توجّه به بازگشت حكومتهاى دينى به عرصه جهانى- سكولاريسم ديگر پيشروى نخواهد كرد (سنّت و سكولاريسم، ١٠٥).
روى هم رفته، اصول و مبانى سكولاريسم