فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٩١ - امام رهبر معصوم الهى
ج. كفر عناد:
بدين معنا است كه كسى به دل و زبان اذعان كند؛ امّا از روى حسادت و عناد، تن بدان ندهد؛ همانند وليد بن مغيرة، كه به دل و زبان قرآن را پذيرفت؛ ولى ايمان نياورد و آن را سحر خواند (مدّثر/ ٢٥- ١١).
د. كفر نفاق:
آن است كه زبان دم از ايمان زَنَد؛ ولى دل از ايمان تهى باشد (الايمان و الكفر فى الكتاب و السّنّة، ٥٥؛ تاج العروس، ٣/ ٢٥٤؛ لسان العرب، ٥/ ١٤٤).
تقسيمى ديگر نيز براى كفر از روايت امام صادق (ع) برون كشيدهاند
(ميزان الحكمة، ٣/ ٢٧١١):
الف. كفر حجود:
اين گونه كفر، خود بر دو قسم است: ١. انكار ربوبيّت: بدين معنا است كه كسى، خدا و بهشت و دوزخ و رستاخيز را انكار كند. كفر زنادقه و دهريّه از اين دست است كه قرآن سخن آنان را چنين باز مىگويد: «وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ» (جاثيه/ ٢٣)؛ ٢. انكار همراهِ شناخت: يعنى هر چند به وجود خدا يقين دارند، امّا از روى ستمكارى و بزرگطلبى او را انكار مىكنند (نمل/ ١٤).
ب. كفر عصيان:
بدين معنا است كه به خدا ايمان دارند؛ امّا از فرمان او سر مىپيچند و تكاليف دينى را بر نمىتابند (بقره/ ٨٤ و ٨٥).
ج. كفر برائت:
اين گونه كفر، ناپسند نيست؛ بلكه از وظايف اعتقادى است و عبارت است از كفر به دشمنان خدا و كافران، مانند كفر ابراهيم (ممتحنه/ ٤) و كفر شيطان به اولياى خود (ابراهيم/ ٢٢).
د. كفر نعمت:
عبارت از ناسپاسى در برابر نعمتهاى الهى است. قرآن كريم از سليمان پيامبر (ع) نقل فرموده است: «اين از فضل پروردگار من است تا مرا به سپاسگزارى و ناسپاسى بيازمايد» (نمل/ ٤؛ ابراهيم/ ٧؛ بقره/ ١٥٢).
ه. كفر مطلق:
كفرى است كه هيچ يك از قيدهاى پيشين را ندارد (بحارالانوار، ٩٣/ ٦٠ و ٧٢/ ١٠٠؛ مستدرك الوسائل، ١/ ٧٦).
برخى كفر را سى و پنج قسم دانستهاند كه از ضرب هفت قسم متعلق كفر در پنج قسم كافر حاصل گردد (فرهنگ لغات كامل در قرآن، ٣٠).
***
امام: رهبر معصوم الهى
واژه «امام» در مفهوم خاصّ خود، براى پيامبران و جانشينان آنان به كار مىرود كه از سوى خداوند به منصب امامت (امامت)