فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٢٠١ - ب توحيد صفاتى
انسان با وحدت عددى و اينكه موحّدان كوشيدهاند خدايان متعدّد را نفى و خداى واحد را اثبات كنند، شبهه عددى بودن وحدت خداوند را القاء كرده است.
مراد از وحدت در آثار و گفتار حكيمان بزرگ يونان و مصر و نيز فيلسوفان بعدى، همان وحدت عددى است. حتى بوعلى سينا در شفا نيز بر اين معنا تأكيد كرده است. متكلّمان و مفسّران مسلمان نيز به وحدت حقّه راه نبردهاند و به ژرفاى معارف قرآن نرسيدهاند. تنها در روايات امير مؤمنان (ع) و اهل بيت پيامبر (ع) بدين حقيقت اشارت رفته است. در آثار فيلسوفان مسلمان از قرن ١٠ به بعد است كه اين موضوع به چشم مىآيد و البتّه آنان اعتراف كردهاند كه اين حقيقت را در روايات اميرمؤمنان (ع) بازيافتهاند (الميزان، ٦/ ٨٦- ١٠٥).
تثليث: گونهاى شرك و از باورهاى بنيادى مسيحيّت تحريف شده است.
بنابراين آموزه، خداوند در همان حال كه واحد است، سه تن است: خداوند پدر، خداى پسر- يا حضرت مسيح (ع)- و روح القدس. اين سه تن را «اقانيم سه گانه» گويند. اينكه چگونه خداوند در عين يگانگى سه تن است، براى آن تبيين و توجيه روشنى به دست نمىدهند. از نظر آنان، عقل را راهى بدين امر نيست و تنها بايد بدان ايمان آورد. متكلّمان مسلمان در ردّ تثليث گفتهاند: اگر هر يك از اين سه را وجودى مستقل باشد، به معناى آن است كه خداوند مثل و مانند دارد، و اگر هر سه داراى وجودى مستقل نباشند، مركّب بودن ذات خداوند لازم مىآيد، و هر دو احتمال با توحيد ذاتى ناسازگارند. بنابراين، تثليث گونهاى شرك در ذات خداوند است (محاضرات فى الالهيات، ٥٤ و ٥٥).
ب. توحيد صفاتى:
به معناى يگانگى ذات و صفات خداوند است. صفات خداوند، حقايقى غير از ذات نيستند تا ذات خدا بدانها اتّصاف يابد؛ بلكه صفات خدا، عين يكديگرند و عين ذات او. اين آموزه را «عينيّت صفات با ذات» مىنامند.
اختلاف ذات با صفات و نيز اختلاف صفات با يكديگر، از محدوديت ذات سرچشمه مىگيرد؛ امّا نامحدود بودن خداوند، اختلاف در ذات و صفات را بر نمىتابد. توحيد صفاتى همانند توحيد ذاتى، از اصول معارف اسلامى و عالىترين