فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٢٢١ - پيامدهاى جهانىشدن
سياسى مىافزايد.
ج. فرهنگ:
هواخواهان نظريّه جهانىشدن، فرهنگ و ارزشهاى همسنخ و يكدستى را كه بيشتر برخاسته جوامع غربى است، «فرهنگ جهانى» مىخوانند. از اين فرهنگ واحد، جامعه مدنى جهانى سر برمىآورد و فرهنگهاى ملّى و بومى را به چالش مىكشاند و با بهانههايى همانند دفاع از حقوق بشر، به مخاطرهاى جدّى مىاندازد.
مبانى جهانىشدن:
از آن رو كه اين موضوع از حول و حوش دهه ١٩٦٠ م.
در غرب مطرح گشت و در اواسط دهه ١٩٨٠ م. در همانجا بر سر زبانها افتاد و شيوع يافت، بايد مبانى آن را در باورهاى غربى پى جست. مهمترين مبانى جهانىشدن، عبارتاند از: اومانيسم يا انسانمحورى، ليبراليسم يا آزادىمحورى، سكولاريسم يا دينگريزى و كاپيتاليسم يا سودمحورى.
پيامدهاى جهانىشدن:
الف.
مطالعات نشان مىدهند كه جهانى شدن از نظر اقتصادى به زيان ملل جهان سوم مىانجامد. مردم جهان سوم، از نيروى كار غير ماهر و موادّ خام بهرهمندند و بدين سان، ادغام آنها در نظام اقتصاد جهانى، موجب مىشود كه كشورهاى سرمايهدار غربى آسان و با هزينهاى كمتر، داشتههاى اين ملل را به سود خود به كار گيرند و بر غناى خويش بيفزايند و در برابر، ملل جهان سوم بيش از پيش به سوى فقر و عقبماندگى واپس زده شوند.
ب. با گشوده شدن مرزهاى ملّى، اقتدار سياسى دولتها روى به نقصان مىگذارد و مفاهيم ملّى همچون هويّت ملّى، در مواجهه با سازمانهاى جهانى- كه بيشتر ابزار دست قدرتهاى غربىاند- به مخاطره افتند. ج. بى گمان، در روزگار معاصر، امكانات پيشرفته ارتباطات و فنّاورى برتر رسانهاى در دست جوامع غربى است. اين حقيقت، امكان رقابت را از ديگر جوامع سلب مىكند. بدين سان، آنچه از اين هماوردى سر برمىآورد و پيروز از ميدان برون مىرود، فرهنگ خاصّ غربى است. جهانىسازى فرهنگى، افزون بر هدم سنن و قوميّتهاى بومى و ارزشهاى ملّى، به دوگانگى و از خودبيگانگى و بحران هويّت در جوامع پايين دست مىانجامد.
در نظرگاه انديشهمندان مسلمان، جهانىشدن واقعيّتى است كه در بسيارى