فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٣٢١ - توحيد صفاتى
اسلامى است و در آن سه مبحث كلّى از اهميّتى ويژه برخوردار است: اثبات وجود خدا؛ اثبات وحدانيّت خدا؛ اثبات صفات الهى. مبحث سوم، از گستره فراخترى برخوردار است (دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ١٠/ ٧٥). درباره صفات الهى سه ديدگاه مطرح است: تشبيه؛ تعطيل؛ تنزيه.
(شناخت خدا) ديدگاه نخست، صفات الهى را به معناى ظاهر حمل مىكند و تفسير و تأويل را برنمىتابد. ديدگاه دوم عقل را از شناخت اوصاف الهى يكسره ناتوان مىشمارد. بنابر اين ديدگاه، عقل را نمىرسد كه به معرفت اوصاف خداوند راه يابد و در اين مقام جولان دهد. ديدگاه متكلّمان اماميّه، تنزيه است. بنابر اين ديدگاه، خداوند انسان را از نعمت عقل بهرهمند ساخته و چنين نيست كه دست اين نعمت خدادادى در شناخت صفات الهى به كلّى كوتاه باشد. براى صفات خدا بايد معنايى فراتر از ظاهر در نظر گرفت و مفهومى عقلپذير به انديشه درآورد و اين نظريّه را كتاب و سنّت معصومين (ع) تأييد كردهاند (محاضرات فى الالهيّات، ١٠٠ و ١٠١). در روايتى از امام على (ع) آمده است: «عقلها را از حدود صفات خود آگاه نساخته و از معرفت خود محروم نگردانيده است.» (نهجالبلاغه، خ ٢٩١)
توقيفى بودن صفات و اسماء الهى:
در جواز اطلاق صفات و اسمائى كه شارع بر آنها اذن داده است، خلافى نيست و نيز در جايز نبودن اطلاق صفات و اسمائى كه منع شارع بر آنها موجود است. اختلاف در صفات و اسمائى است كه از سوى شارع نه منعى آشكار دارند و نه جواز.
گروهى در اين باره به توقيفى نبودن صفات و اسماء حكم كردهاند به شرط آنكه معناى مورد نظر، موهوم نباشد و براى ذات بارى محالى پيش نياورد. گروهى ديگر، صفات و اسماء را توقيفى دانسته و معتقدند كه خداوند را تنها به صفات و اسمائى مىتوان خواند كه خود خوانده است يا پيامبر ٦ و امامان معصوم (ع).
اينان بر ادّعاى خويش به احاديث معصومين (ع) استناد جسته و آن را مذهبى اماميّه در اين موضوع مىشمارند (اوائل المقالات، ١٩ و ٢٠). گروه سوم، ميان صفات و اسماء فرق نهادهاند و اسماء را توقيفى و صفات را غيرتوقيفى شمردهاند.
توحيد صفاتى:
مراد فيلسوفان و متكلّمان از اين اصطلاح آن است كه