فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٥٤ - ب
اشكال مردود است؛ زيرا سود پيوند مردم با عترت، به خود آنان مىرسد نه به عترت.
پيامبر ٦ در حقيقت، نگران مردم بوده است نه خاندان خويش. برخى نيز گفتهاند، اگر مراد از قربى عترت پيامبر ٦ است، با آيه «وَ ما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ» (يوسف/ ١٠٤) ناسازگار است (همان). بطلان اين اشكال نيز بسان اشكال پيش روشن است؛ زيرا مودّت اهل بيت (ع) بنابر نظريّه شيعه از باب مجاز «اجر» خوانده مىشود و در حقيقت، سودى كه در اين ميان پديد مىآيد نصيب مردم مىشود نه عترت. علاوه آنكه آيه بنابر اين نظر، مدنى است و مسلمانان مدينه به عصمت پيامبر ٦ معتقد بودند و چنين اتّهامهايى را در حقّ پيامبر ٦ به هيچ روى وارد نمىدانستند. وانگهى، اگر بتوان اين اتّهام را محتمل دانست، بايد در بسيارى آيات ديگر نيز آن را ملحوظ داشت؛ همانند آنجا كه قرآن اطاعت مطلق از پيامبر ٦ را واجب مىداند (آل عمران/ ٣٢ و ١٣٢؛ مائده/ ٩٢ و ...) و همچنين است آيه خمس (انفال/ ٤٠) و ازدواجهاى پيامبر ٦.
دوستى ذوى القربى در اين آيه، عبارت است از قبول ولايت و رهبرى امامان معصوم (ع) كه رهبرى پيامبر و ولايت الهى را تداوم مىبخشد. اين امر همانند قبول نبوّت، مايه سعادت انسانها است و سود آن به پيروان اسلام مىرسد نه كسانى كه مسلمانان از آنان پيروى مىكنند (تفسير نمونه، ٢/ ٤٠٦).
روايات:
روايات فراوانى از طريق شيعه و سنّى نقل شدهاند كه بر درستى نظريّه شيعه گواهى مىدهند، از جمله:
الف.
گفتهاند كه چون آيه مودّت نازل شد، از پيامبر ٦ پرسيدند: «يا رسول اللَّه! خويشاوندان تو كيانند كه مودّت آنان بر ما واجب است؟» فرمود: «على و فاطمه و دو فرزند آنان.» و اين پاسخ را سه بار بر زبان آورد (احقاق الحق، ٣/ ٢؛ تفسير قرطبى، ٨/ ٥٨٤٣ به نقل از تفسير نمونه/ ٢٠/ ٤١٠).
ب.
چون علىّ بن الحسين (ع) را به اسارت بر دروازه دمشق آوردند، مردى شامى گفت: «خداى را سپاس كه شما را كشت و از ريشه بركند!» حضرت بدو فرمود:
«آيا قرآن خواندهاى؟» گفت: «آرى!» فرمود: «سورههاى حاميم را خواندهاى؟» گفت: «نه.» فرمود: «آيا اين را خواندهاى كه: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى؟» گفت: «آيا شما همانانيد كه اين آيه فرموده است؟» فرمود: «آرى.» (الدّرّ المنثور، ٦/ ٧؛ تفسير نمونه، ٢٠/ ٤١٣)