فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٧٨ - گونههاى تجارب دينى
ت
تجربه دينى: احساس دينى
واژه «تجربه» به معناى آزمايش است.
اين واژه در قرون اخير و در مباحث كلامى و فلسفه دين مبدّل به اصطلاحى شده است به معناى مطلق احساس، كه حالتى است انفعالى (تجربه دينى و گوهر دين، ٢٣). مراد از دينى بودن تجربه آن است كه در عرصه مسائل دينى پديد مىآيد و براى وصف آن، از مفاهيم دينى سود مىبرند (نقد و نظر، ٢٤ و ٢٣/ ١٧١).
ماهيّت تجربه دينى:
برخى متفكران غربى، تجربه دينى(Religious Experience) را نوعى احساس مىدانند و برخى ديگر، آن را از قبيل ادراكات حسّى به شمار مىآورند و گروهى ديگر آن را گونهاى تبيين فوق طبيعى محسوب مىكنند (عقل و اعتقاد دينى، ٤٨- ٤١).
علل پيدايى تجربهگرايى دينى در غرب:
عواملى كه تجربهگرايى را در غرب پديد آوردند و به آن دامن زدند، عبارتاند از: مخالفت با الهيات طبيعى و اثبات حقايق دينى از طريق عقل، رواج فلسفه نقّادى كانت و برگرداندن دين به قلمرو اخلاق، تعارض علم جديد با كلام مبتنى بر طبيعيات قديم، نقد كتاب مقدّس، پيدايى مكتب رمانتيك و توجه به احساسات و عواطف و امور ذوقى به جاى عقل (فرهنگ واژهها، ١٩٤).
گونههاى تجارب دينى:
مهمترين گونه تجربه دينى، تجربه عرفانى است.
طرّاحان نظريّه تجربه دينى، بيشتر بدين تجربه نظر داشتهاند؛ امّا امروزه تجربه دينى، معناى گستردهاى يافته است و تجارب تفسيرى، شبه حسّى، وحيانى، احياگر و مينوى را نيز در برمىگيرد (همان، ١٩٨- ١٩٦). بنياد تجربه دينى بر آن است كه گوهر دين، نوعى تجربه دينى است و اعتقادات و اعمال دينى و اخلاق، در حقيقت، تفسيرهاى اين تجربهاند. بدين