فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ٨٤ - اعاده معدوم
محمد بن عبداللَّه ٦ و ديگر پيامبران الهى (ع). «معاد» (معاد) از ديگر اصول دين به معناى آن است كه روزى همه مكلفان براى بازخواست و حساب در پيشگاه الهى گرد هم مىآيند و هر كس به پاداش و كيفر خويش مىرسد. «عدل» به معناى آن است كه افعال خداوند متعال از سر دادگرى و شايستگى است و به هيچ كس ستم نمىكند و هر چيز را در جاى خويش نگاه مىدارد و با هر موجودى، چنان كه شايسته است، رفتار مىكند.
«امامت» اصل ديگر از اصول مذهب است بدين معنا كه پس از پيامبر اسلام ٦ دوازده امام معصوم (ع) منصب خلافت و امامت را بر عهده دارند و آنان منصوب خداوند متعالاند. اهمّيّت اصول دين بسيارى از دانشمندان شيعه را برانگيخته است تا پژوهشهايى سامان دهند و آثار مكتوبى درباره آن بيافرينند. كتاب الذّريعه، نام هفتاد و پنج تن از اين دانشمندان را آورده است (الذّريعة، ٢/ ١٩٦- ١٨١). اصول دين، اصطلاحى كلامى است و در علم كلام اسلامى بررسى مىشود.
***
اعاده معدوم
بازگردان معدوم به وجود از شبهههايى است كه درباره معاد مطرح ساختهاند و به معناى اين است كه خداوند چيزى را كه نابود گشته است، دوباره به وجود بازگرداند. حكما بر آناند كه اعاده معدوم بعينه محال است و ممكن نيست آنچه را نابود گشته است، با همه ويژگىهاى وجودىاش- از جمله زمانى كه در آن جاى داشته است- به وجود باز گردانيد.
منابع فلسفى، از اين موضوع در مبحث «امور عامّه» سخن گفته و يكى از احكام عدم را «امتناع اعاده معدوم بعينه» دانستهاند. حكما براى اثبات مدّعاى خويش دلايلى آوردهاند؛ از جمله اينكه اگر معدوم با همه ويژگىهاى خود دوباره به وجود آيد، آنچه به وجود آمده است، عين معدوم خواهد بود و لازم مىآيد كه ميان شىء و خود آن شىء، عدم فاصله گردد و اين محال است (نهاية الحكمة، ٢٤).
ابن سينا اين مدّعا را بديهى و بى نياز از دليل مىداند. صدر المتألّهين نيز همرأى ابن سينا است و معتقد است هر چه در اين باره به عنوان دليل مطرح شده است،