فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٦٨ - ب بصيرت يافتن در امور
توانايى ذاتى مىتواند آدمى را از مرحله مادّى فراتر بَرَد و به رشد و تكامل معنوى راه نمايد. بنابر آموزههاى دينى، اين تكامل آن گاه تحقّق مىيابد كه آدمى از بينش درست و استوار بهره بَرَد و از حقايق جهان پيرامون خويش شناخت پيدا كند.
بدين سان، بينش انسان، ابزارى است كه از رهگذر عقل و خرد- همراهِ فطرت- فراچنگ مىآيد و راه درست رشد و تكامل را مىنماياند. منابع اسلامى براى بينش دو معنا برنهادهاند:
الف. جهانبينى:
جهانبينى بر دو گونه است: الهى و مادّى. تفاوت اين دو بينش، از اعتقاد به خدا برمىخيرد؛ زيرا بينش الهى بر ايمان به خدا استوار است؛ بر خلاف بينش مادّى كه خداوند را باور ندارد. سه موضوع بنيادى در اين معناى بينش مطرحاند: انسان، خالق هستى و جهان هستى. در بينش الهى، انسان خدامحور است و همه هستى را در پيوند با آفريدگار مىبيند و بازمىشناسد. او جهان آفرينش را قائم به خود نمىانگارد و بىتدبير و برنامه نمىپندارد. بر آن است كه هر چيز را در جهان، حكمت و تدبيرى است و انسان موجودى هدفمند و مسئول است و روزى بايد براى آنچه كرده است، بازخواست شود. در برابر، بينش مادّى، بنيان جهان را بر مادّه مىگذارد و جهان آفرينش را دستخوش تصادف مىپندارد.
در اين نوع از بينش، انسان هيچ مسئوليتى در برابر آموزههاى دينى و فرمانهاى الهى ندارد و خويشتن را پايبند دستورهاى دينى نمىبيند (جهانبينى اسلامى، ٥٨- ٥٦).
ب. بصيرت يافتن در امور
(مجموعه آثار، ٣/ ٢٠١- ١٩٩): اين معناى بينش، از معناى نخست عامتر است و آن را نيز در خود دارد. مراد از آن بصيرتى است كه آدمى بر اثر تأمّل به دست مىآورد. اين بصيرت- كه از گذر حواسّ ظاهرى و كشف و شهود باطنى و عقل پديد مىآيد- انسان را براى يافتن پندار و كردار درست يارى مىبخشد. بدين سان مىتوان گفت، بصيرت در امور، دستاورد راههايى گوناگون است كه آدمى به واسطه آن به كشف حقايق نايل مىآيد و كنه و باطن امور را بازمىشناسد و از اين گذر مىتواند به راه هدايت درآيد (كشّاف، ١/ ١٢٣). قرآن مىفرمايد: «به راستى، رهنمودهايى از