فرهنگ شیعه - خطيبي کوشکک، محمد و همکاران - الصفحة ١٤٦ - ايمان باور دينى
جامع، هماهنگ و منسجم است. عقل بشر اين نياز را برنمىآورد هر چند شرط لازم آن است (اصول كافى، ١/ ٦٨، ٤٨ و ٤٩).
آنچه انسان را يارى مىدهد تا به كمال انسانى خويش دست يازد، بايدها و نبايدهايش را نشان دهد و مسئوليتها و تكليفهاى او را باز شناساند، ايدئولوژى جامع، جاودان و پايدار است. اين ايدئولوژى، در آيين اسلام، همان شريعت است (مجموعه آثار، ٢/ ٥٥ و ٥٦). گاه آدمى به خطا مىلغزد و به ايدئولوژىهاى مادّى مىگرايد؛ امّا اين ايدئولوژى به سعادت نمىانجامد. آفريدگار هستى همواره با ارسال رسل و انزال كتب آسمانى، ايدئولوژى توحيدى را به انسان رسانيده و او را راه نموده است (النّجاة، ٧٠٩). بنابر آموزههاى اسلامى، نمىتوان ايدئولوژى را به زور پذيرفت و اميد بر بقا و دوام آن داشت. از اين رو، ايمان و علاقه درونى در پذيرفتن ايدئولوژى نقشى بنيادى دارد.
ايدئولوژى اسلام از گذر بيان عقلمدارانه و هدفمند معارف اسلامى، كه بر فطرت انسانى استوارند (روم/ ٣٠)، در جان آدمى نهال ايمان را مىنشاند و او را در سير به سوى تكامل يارى مىبخشد. اين ويژگى موجب مىشود كه اصول و اركان ايدئولوژى اسلامى- بر خلاف ايدئولوژىهاى مادّى- پايدار و ماندگار مانَد (نهج البلاغه، خ ١٩٨).
بدين سان، ايدئولوژى اسلامى به معناى برنامه اسلام براى رسيدن انسان به زندگى سعادتمند دنيوى و اخروى است (همان، خ ١/ ٥٠- ٤٦).
***
ايمان: باور دينى
واژه «ايمان» به معناى گرويدن، باور داشتن و ايمن كردن است و در اصطلاح عام به معناى آن است كه اعتقاد آدمى در دل او جاى گيرد و در آن شك و ترديد روا ندارد و از گذر آن به نوعى امنيّت و آرامش درونى برسد (مفردات راغب، ٢٦؛ الميزان، ١/ ٤٥).
ايمان در اصطلاح دينى، گرايشهاى درونى انسان را گويند كه معنوى و فوق حيوانى است و بر پايه و مايه اعتقاد و انديشه استوار است. بدين سان، خاستگاه ايمان، راه يافتن يا گرايش درونى به يك مفهوم است. قوام و دوام ايمان- بر خلاف علم- به ميل قلبى و اختيار است و از اين رو